تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
است ، يعنى داراى اجزائى است كه اين اجزاء علاوه بر اينكه تعدّد و تكثّر دارند ، حقيقتشان هم با يكديگر مختلف است ، مثل آهن ، سيمان ، آجر ، گچ ، چوب و . . . . با توجه به وسعت و نوع مسجدى كه درنظر گرفته ، كميت خاصى از هريك از اجزاء ، مورد نياز مسجد است . حال جاى اين سؤال است كه با وجود اينكه مسجد ، نفس اين مجموعه و يك عنوان براى اين مجموعه است ، نه اينكه مسبّب از اين مجموعه باشد ، آيا در ارادهء حتمى متعلّق به مسجد لازم است همهء اين مواد لازم - حتى با كمّ و كيفش - در ذهن اراده كنند آمده باشد يا چنين چيزى لازم نيست ؟ آيا ارادهء بناء مسجد ، با غفلت از كمّ و كيف اجزاء آن امكان دارد ؟ اگر ممكن است آيا اين اراده ناقص است يا نه ؟ به‌عبارت ديگر : آيا بين ارادهء آدمى كه با بناء و ساختمان سروكارى ندارد و اراده‌اش متعلّق به بناء مسجد مىشود و ارادهء آدمى كه مهندس كامل است و تمام جزئيات يك مسجد در ذهن او حضور دارد و مورد التفات اوست و ساختن مسجد را اراده مىكند ، فرقى وجود دارد ؟ ما وقتى به وجدان خود مراجعه كنيم ، فرقى بين اين دو نمىيابيم . پس از اينجا مىفهميم كه مركّب صناعى اگرچه يك عنوان بيشتر نيست و واقعيتش همان مواد و آن هيئتى است كه در خارج تحقّق پيدا مىكند ولى در تعلّق ارادهء كامله به همين عنوان به نام « بناء مسجد » ، ضرورتى ندارد كه مقدّمات ، حتى در ذهن او ، حضور پيدا كرده باشد . الآن آنچه بالفعل وجود دارد ، ارادهء متعلّق به بناء مسجد است ، وقتى خواست اين مراد را در خارج ايجاد كند ، سراغ مهندس آمده و از خصوصيات آن سؤال مىكند . وقتى مهندس به او مىگويد : قدم اوّل عبارت از تهيهء زمين است ، مبادى اراده نسبت به تهيهء زمين نزد او تحقّق پيدا مىكند ، يعنى ابتدا تهيهء زمين را تصوّر مىكند ، سپس تصديق به فايدهء آن مىكند . فايدهء آن درحقيقت يك فايدهء غيريه است يعنى با تهيهء زمين تمكّن از بناى مسجد پيدا مىكند . سپس ساير مبادى اراده تحقّق پيدا كرده و ارادهء حتميه به تهيهء زمين تعلّق مىگيرد . اين اراده كه متعلّق به تهيهء زمين شده ، همان اراده نيست كه به بناى مسجد تعلّق گرفته است بلكه اراده‌اى ديگر و با مبادى ديگر است . ما در بحث‌هاى گذشته گفتيم : « معناى ترشّح كه در ارتباط با مقدّمات خارجيه مطرح كرده