تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
حمل برآييم ، هم « الإنسان حيوان » درست است و هم « الإنسان ناطق » و هم « الإنسان حيوان ناطق » . امّا اجزاء خارجيه « به شرط لا » ى از حمل مىباشند يعنى نه « الإنسان مادّة » درست است و نه « الإنسان صورة » بلكه فقط مىتوان گفت : « الإنسان مادّة و صورة » . لذا مرحوم آخوند در اينجا دفع توهّمى كرده و مىفرمايد : « به شرط لا » يى كه ما در اجزاء خارجيه مطرح مىكنيم ، غير از « به شرط اجتماع » ى است كه در ارتباط با مركّب مطرح است . « به شرط لا » در ارتباط با حمل است امّا « به شرط اجتماع » در ارتباط با مركّب است . پس اگر ما اجزاء خارجيه را به‌عنوان « به شرط لا » مطرح كرديم ، گفته نشود : « چگونه بين اين‌ها تركيب حاصل شده است درحالىكه در تركيبْ شرط انضمام دخالت دارد ؟ » خير ، طرف محاسبهء اين‌ها دو چيز است ، يكى مسألهء حمل و ديگرى مسألهء اجتماع . « 1 » دنبالهء كلام امام خمينى رحمه الله حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : در مركبات حقيقيه ، ما اصلًا مقدّميت را نسبت به اجزاء - چه اجزاء تحليلى عقلى و چه اجزاء خارجى - قبول نداريم . ما نمىتوانيم بگوييم : « الجنس مقدّمة للماهية » ، « الفصل مقدّمة للماهية » ، « المادّة مقدّمة لوجود الإنسان » ، « الصورة مقدّمة لوجود الإنسان » ، چون در مقدّميت ، مغايرتْ معتبر است ، اگرچه مغايرت اعتباريه هم باشد . درحالىكه « ماهيتْ » همان « جنس و فصل » است و هيچ مغايرتى بين آنها وجود ندارد . اگر حيوان مقدّمهء ماهيت انسان باشد پس ذىالمقدّمه‌اش چيست ؟ تعبير به مقدّمه در اينجا تعبيرى است كه خود عقل هم ابا دارد . در ارتباط با مادّه و صورت هم همين‌طور است . مادّه ، مقدّمهء وجود انسان نيست بلكه وجود انسان همان مادّه و صورت است و تعبير به مقدّميت ، تعبير صحيحى نيست و عقل آن را نمىپذيرد .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 140