تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
به هم ندارند . لذا - قائل به جواز اجتماع مىگويد - مانعى ندارد كه امر به صلاة و نهى به غصب تعلّق بگيرد » . ولى در ما نحن فيه نمىتوان اين معنا را پياده كرد . در ما نحن فيه يك ( أقيموا الصّلاة ) داريم ، حيثيت صلاة هم حيثيت تقييديه است . صلاة همين ركوع ، سجود و . . . است و ( أقيموا الصّلاة ) بعث به همين اجزاء مىكند ، در نتيجه امر در ( أقيموا الصّلاة ) به‌صورت وجوب نفسى به همين اجزاء تعلّق گرفته است . پس در ناحيهء وجوب نفسى ، مسئله درست است امّا در ناحيهء وجوب غيرى ما ( مرحوم آخوند ) از شما ( مستشكل ) سؤال مىكنيم كه آيا چه چيزى واجب به وجوب غيرى است ؟ شما مىگوييد : عنوان « المقدّمه » . ما مىگوييم : عنوان « المقدّمه » كه مقدّميت ندارد . آنچه مقدّميت دارد ، عبارت از ركوع ، سجود و . . . است . براى روشن شدن مطلب ، مثال را روى مقدّمهء خارجيه پياده مىكنيم . « نصب نردبان » به‌عنوان مقدّمهء خارجيه براى « بودن بر پشت‌بام » است . در « نصب نردبان » دو عنوان وجود دارد : يكى عنوان « نصب نردبان » و ديگرى عنوان « مقدّميت » . آنچه موضوع براى وجوب غيرى است و راه را براى رفتن به پشت‌بام باز مىكند ، عبارت از « نصب نردبان » است نه عنوان « المقدّمه » . عنوان « المقدّمه » انسان را به پشت بام نمىرساند . بنابراين ما ناچاريم بگوييم : « موضوع براى وجوب غيرى عبارت از « نصب نردبان » است ولى علت وجوب آن ، مقدّميت آن مىباشد » . در نتيجه حيثيت مقدّميت ، در ارتباط با وجوب غيرى ، حيثيت تقييديه نيست بلكه حيثيت تعليليه است ، يعنى مقدّميت ، علت مىشود تا وجوب روى « نصب نردبان » تمركز پيدا كند . پس ما در اينجا دو حيثيت تقييدى نداريم بلكه يك حيثيت تقييدى داريم كه همان عنوان صلاة است . ( أقيموا الصّلاة ) ما را به‌سوى ركوع تحريك مىكند . امّا وقتى سراغ مقدّميت مىآييم ، ديگر غير از ركوع چيز ديگرى نداريم كه مركزيت براى وجوب غيرى داشته باشد . مقدّميت ، دست وجوب غيرى را گرفته و روى ركوع متمركز مىكند . و در اين صورت لازم مىآيد كه ركوع ، موضوع براى دو حكم