تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مركّبات حقيقيه عبارت از مركّباتى است كه حقيقتاً و واقعاً بين اجزاء آنها تركيب تحقّق دارد . مركّبات حقيقيه بر دو قسمند : 1 - مركّباتى كه اجزائشان اجزاء تحليلى عقلى است ، يعنى ما وقتى آن را ملاحظه مىكنيم مىبينيم اجزائى تحقّق ندارد ولى وقتى تحليلى عقلى مىكنيم و بررسى دقيق انجام مىدهيم مىبينيم اجزاء تحقّق دارد ، مثل تركّب ماهيت از جنس و فصل . تركّب ماهيت از جنس و فصل به اين معنا نيست كه هريك از جنس و فصل داراى استقلال هستند و با هم تركيب شده‌اند و از تركيب آنها ماهيت تحقّق پيدا كرده است . بلكه وقتى عقل مىآيد و دو نوع از يك جنس - مثل بقر و غنم كه دو نوع از حيوانند - را كنار هم گذاشته و آن دو را با يكديگر مقايسه مىكند ، مىبيند اين دو نوع با وجود اينكه تباين دارند و امكان ندارد بر يك موجود تصادق كنند ولى درعين‌حال داراى جهت مشتركِ حيوانيت مطلقه مىباشند و در هركدام ، يك جهت مميّزه هم تحقّق دارد . وقتى عقل اين مسئله را بررسى مىكند ، مىبيند در اينجا نوعى تركّب در كار است و نمىشود جهت مشتركه با جهت مميّزه ، يك چيز باشند بلكه حتماً دو چيزند ، كه از جهت مشتركه به جنس و از جهت مميّزه به فصل تعبير مىكنند . و اين درحقيقت ، بالاترين مسألهء تركّب حقيقى و واقعى است . 2 - مركّباتى كه اجزاء آنها اجزاء خارجى - مثل مادّه و صورت - است . اگر همين تركّب را در ارتباط با وجود انسان - نه ماهيت آن - ملاحظه مىكنيم ، وجود انسان مركّب از دو جزء است : مادّه و صورت . امّا جزئيت اين دو ، چون مربوط به خارج و مقام وجود است ، از آنها به اجزاء تحليليه عقليه تعبير نمىكنيم بلكه اسم آنها را اجزاء خارجيه مىگذاريم . مرحوم آخوند در ارتباط با فرق بين اجزاء تحليليه عقليه و اجزاء خارجيه مىفرمايد : اجزاء تحليليه عقليّه داراى عنوان « لا به شرط » و اجزاء خارجيه داراى عنوان « به شرط لا » مىباشند ، يعنى اجزاء تحليليهء عقليه ، لا به شرط از حمل مىباشند و اگر بخواهيم در مقام