تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
جميع الاجزاء همان ذى المقدّمه است . تعبير به « جميع الأجزاء » و « الأجزاء به شرط الاجتماع » فرقى ندارد پس مقصود از كلمهء « الأسر » عبارت از عام استغراقى است نه عام مجموعى . « الأجزاء بالأسر » يعنى يكايك اجزاء اتصاف به مقدّميت دارد و با تعدّد اجزاء ، مقدّمهء داخليه هم تعدّد پيدا مىكند . در نتيجه تقسيم مقدّمه به داخليه و خارجيه تقسيم صحيحى است .

جهت دوّم : آيا هر دو قسم مقدّمه ، داخل در محلّ نزاع است ؟

در اينجا چند نظريه وجود دارد :

1 - نظريهء مرحوم آخوند

مرحوم آخوند مىفرمايد : اگرچه ما مقدّميت مقدّمات داخليه را ثابت كرديم ولى مقدّمات داخليه نمىتوانند در نزاع در باب مقدّمهء واجب داخل شوند . ايشان مىفرمايد : درست است كه مىتوان از اجزاء به مقدّمات داخليه تعبير كرد ولى اجزاء - درحقيقت - مأمور به به همان امرى هستند كه به مجموع تعلّق گرفته است . ( أقيموا الصّلاة ) مكلّف را نسبت به همين اجزاء ترغيب مىكند و معنايى غير از اين ندارد . در نتيجه هريك از اجزاء ، مبعوث اليه به بعث در ( أقيموا الصّلاة ) مىباشند و چون وجوب ( أقيموا الصّلاة ) وجوب نفسى است بنابراين وجوب ركوع و سجود و ساير اجزاء هم وجوب نفسى است . پس نمىتوان گفت : ركوع ، هم مبعوث اليه به امر وجوبى نفسى ( أقيموا الصّلاة ) است و هم - با توجه به اينكه مقدّميت آن را پذيرفتيم و از باب ملازمه قائل به وجوب مقدّمه شديم - يك وجوب غيرى مقدّمى به آن تعلّق گرفته است ، زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه عنوان ركوع - مثلًا - هم متعلّق وجوب نفسى و هم متعلّق وجوب غيرى مقدّمى باشد و دو وجوب به ركوع تعلّق گرفته باشد و اين مستلزم اجتماع مثلين است و چون اجتماع مثلين ممتنع است - همان‌طور كه اجتماع ضدّين امتناع
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 209 | الشيخ فاضل اللنكراني