احتمال دوّم : اصولى بودن مسألهء مقدّمهء واجب
اگر عنوان بحث ، مسألهء ملازمه قرار داده شود - چه به آن كيفيتى كه امام خمينى رحمه الله مطرح كرد و چه به آن كيفيتى كه ما مطرح كرديم - و ضابطهء مسألهء اصوليه آن باشد كه بتواند كبراى قياس استنباط حكم شرعى واقع شود ، « 1 » در اين صورت مسألهء مقدّمهء واجب مسألهاى اصولى خواهد بود .
احتمال سوّم : كلامى بودن مسألهء مقدّمهء واجب
بعضى مىگويند : چون مسألهء مقدّمهء واجب ، بحثى عقلى است پس بايد بحثى كلامى باشد . اين حرف بسيار جاى تعجب است ، زيرا درست است كه مباحث كلامى مباحثى عقلى هستند ولى همهء مباحث عقلى ، مباحث كلامى نيستند . مثلًا مباحث علم اصول داراى دو بخش است : مباحث الفاظ و مباحث عقليه . آيا مىتوان گفت : « تمام مباحث عقليهء علم اصول داخل در مباحث كلامى مىباشند » ؟
احتمال چهارم : مسألهء مقدّمهء واجب از مبادى احكاميه باشد « 2 »
مبادى احكاميه عبارت از مسائلى است كه در ارتباط با احكام بحث مىكند ، مثل بحث در « ماهيت وجوب و حرمت » ، « وجود يا عدم وجود تضادّ بين وجوب و
هامش
( 1 ) - البته ما در مباحث جلد اوّل گفتيم كه بعضى از امور نيز وجود دارد كه بهعنوان مسألهء اصولى مطرح هستند ولى كبراى قياس استنباط واقع نمىشود و مجتهد در مقام عمل از روى ناچارى به آنها پناه مىبرد ، مثل ظن انسدادى بنا بر حكومت . بههرحال در ما نحن فيه همان ملاك اوّل تحقّق دارد و اقتضاء مىكند كه بحث در ملازمه بهعنوان يك بحث اصولى باشد .
( 2 ) - مرحوم آيتاللَّه بروجردى در نهاية الاصول اين مسئله را قائل شدهاند ولى در حاشيهء كفايه ملتزم به اصولى بودن مسئله شدهاند . نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 154 و الحاشية على كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 229