تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مراد خودش اثر گذاشت و بعث به ذى المقدّمه تحقّق پيدا كرد ، امّا ارادهء متعلّق به بعث به مقدّمهء تأثيرى در تحقّق مراد خود نكرد و به دنبال آن ، بعث به مقدّمه تحقّق پيدا نكرد ؟ ثانياً : همان‌طوركه در مورد كارهاى مباشرى مطرح كرديم ، اگر از ارادهء متعلّق به مقدّمه ، به « ترشّح » تعبير شده است ، « ترشّح » به‌معناى مسبّب بودن ، متولّد شدن و معلول بودن نيست ، بلكه به‌معناى تبعيّت است و الّا ارادهء متعلّق به مقدّمه هم مبادى لازم دارد . حال در اينجا اگر بخواهد علاوه بر اراده‌اى كه متعلّق به بعث به ذى المقدّمه است ، ارادهء ديگرى نيز متعلّق به بعث به مقدّمه و به‌عنوان ملازمه مطرح باشد ، علاوه بر اشكال قبلى ، اين اشكال نيز وجود دارد كه چه‌بسا مولا توجهى به مقدّميت مقدّمه نداشته باشد . اين‌گونه نيست كه هر آمر و مولايى كه چيزى را مأمور به قرار مىدهد ، حتماً توجه به مقدّمه يا مقدّمات آن داشته باشد و همان گونه كه يك ارادهء او به ذى المقدّمه تعلّق مىگيرد ، اراده‌اى هم به مقدّمه تعلّق بگيرد . در جايى كه مولا توجه به مقدّمه ندارد ، يا بعضى از مقدّمات - در صورت تعدّد آنها - مورد غفلت مولا واقع شده باشد ، چگونه ما مىتوانيم ادّعاى ملازمه بين دو اراده بنماييم ؟ اگرچه جاى اراده ، نفس انسان است و اراده را نمىتوان مشاهده كرد ولى واقعيت مسئله براى ما معلوم است كه تعلّق اراده به بعث به مقدّمه ، فرع التفات به مقدّميت اين مقدّمه است و در صورتى كه مقدّمه يا بعضى از مقدّمات مورد غفلت مولا قرار گيرد چگونه مىتوان گفت : « يك ارادهء فعليهء متعلّق به بعث به مقدّمه در نفس مولا وجود دارد » ؟ درحالىكه اولين مبادى اراده ، تصوّر است و تصوّر به معناى التفات و توجه است . در نتيجه اين احتمال هم مورد قبول نيست . البته اين احتمال خلاف ظاهر كلام مرحوم آخوند نيز مىباشد ، زيرا ظاهر عبارت ، ملازمهء بين وجوبين است . احتمال سوّم و چهارم : اين دو احتمال هم بر مبناى دو احتمال قبلى است ، با اين تفاوت كه در دو احتمال قبلى ، طرفين ملازمه را عبارت از دو امر فعلى قرار داديم ( دو وجوب فعلى يا دو ارادهء فعلى ) ، امّا در اين دو احتمال اخير ، مسألهء فعليت را از طرف مقدّمه حذف كرده و به‌جاى آن عنوان « تقدير » را مىگذاريم و مىگوييم : « بين وجوب