اساس اشكال ايشان در ارتباط با فرض اخير است ، يعنى جايى كه مولا مىخواهد فعلى از ناحيهء عبد تحقّق پيدا كند ، در اينجا آنچه مربوط به مولا است و بهعنوان فعل اختيارى مولا مطرح است ، عبارت از صدور فرمان و بهعبارت ديگر : بعث و تحريك اعتبارى و بهعبارت سوّم : ايجاب مأمور به در ارتباط با عبد است . با توجه به اينكه بعث و تحريك اعتبارى - كه گفتيم جانشين بعث و تحريك حقيقى و تكوينى است - بهعنوان فعل اختيارى مولاست ، بنابراين مسبوق به اراده است ، در نتيجه همهء مبادى اراده در مورد آن تحقّق دارد . مولا بايد ابتدا بعث و تحريك را تصوّر كند ، سپس تصديق به فايدهء آن بنمايد تا سرانجام به مسألهء اراده ختم شود و پس از تحقّق اراده ، بعث و تحريك را بهصورت كتبى يا لفظى صادر كند . حال وقتى مولا فرمانى - مثلًا بهعنوان اشتراء لحم - نسبت به عبد صادر كرد ، ما مىبينيم تحقّق اين اشتراء لحم توسط عبد ، نياز به يك مقدّمهء خارجيه دارد و آن عبارت از دخول به بازار و دكّان قصابى است . حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : مرحوم آخوند در اينجا مسألهء ملازمه را مطرح مىكند ، امّا طرفين ملازمه را مشخص نمىكند ، درحالىكه در اينجا چهار احتمال وجود دارد كه مرحوم آخوند نمىتواند به هيچيك از آنها ملتزم شود : احتمال اوّل : طرفين ملازمه عبارت از وجوب فعلى متعلّق به ذى المقدّمه و وجوب فعلى متعلّق به مقدّمه باشد ، يعنى همانطور كه مولا يك بعث فعلى اعتبارى نسبت به اشتراء لحم دارد ، يك بعث فعلى اعتبارى هم نسبت به دخول سوق دارد . بهعبارت ديگر : اگر مولا از همان ابتدا دو بعث را در يك عبارت مىآورد و مىگفت : « أيّها العبد ! ادخل السوق و اشتر اللّحم » دو بعث از ناحيهء مولا تحقّق پيدا مىكرد ، يك بعث فعلى نفسى متعلّق به اشتراء لحم و يك بعث فعلى غيرى متعلّق به دخول سوق . اين دو بعث ، در فعلى بودن و وجوب مشتركند ولى در نفسيّت و غيريّت اختلاف دارند . ولى آيا در جايى كه مولا « ادخل السوق » را نمىگويد و فقط « اشتر اللّحم » مىگويد و يك وجوب فعلى به اشتراء لحم متعلّق مىكند ، طرف ملازمه چيست ؟ ظاهر عبارت مرحوم آخوند
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٨٩