اجزاء در مورد برائت شرعيه :
مهمترين دليلى كه در ارتباط با برائت شرعيه مطرح شده ، حديث رفع است . از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود : « رفع عن أُمّتي تسعة : . . . و ما لا يعلمون . . . » ؛ « 1 » يعنى آنچه كه امت نسبت به آن جاهلند و نتوانستهاند نسبت به آن علم يا طريق علمى پيدا كنند ، از آنان برداشته شده است . « ما » ى موصوله در « ما لا يعلمون » عموميت دارد و عموميت آن در محدودهء چيزهايى است كه وضع و رفعش به دست شارع است . مثلًا در احكام تكليفيه اگر وجوب يا حرمت چيزى مشكوك باشد ، عموم موصول شامل آن مىشود . در احكام وضعيه مثل جزئيت ، شرطيت ، مانعيت و امثال آن نيز بنا بر نظر مرحوم آخوند - كه اينها را قابل جعل شرعى مىداند « 2 » - حديث رفع شامل آنها مىشود . چيزى كه نامعلوم شد و عنوان « ما لا يعلمون » برآن صدق كرد ، شارع - به مقتضاى حديث رفع - آن را رفع كرده است . رفع در مقابل جعل است يعنى گويا شارع از جعل يك چنين امورى رفع يد كرده است . حديث رفع مانند قاعدهء « قبح عقاب بلابيان » نيست كه فقط در محدودهء عقاب سخن بگويد ، بلكه بهطور مستقيم آمده و مجعول شرعى را نفى كرده است . بنابراين اگر مكلّف در جزئيت سوره شك كند و با وجود تتبّع و فحص كامل نتواند دليل معتبرى براى جزئيت يا عدم جزئيت سوره پيدا كند و حتّى با اطلاقى كه جزئيت سوره را نفى كند برخورد نكرد ، « 3 » اينجا جاى رجوع كردن به حديث رفع است و همانطور كه در
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 295 ، ( باب 56 من أبواب جهاد النفس ، ح 1 ) .
( 2 ) - البته مرحوم آخوند معتقد است جعلى كه به اينها تعلّق مىگيرد ، جعل تبعى است ، ولى ما معتقديم تعلّق جعل شرعى به اين احكام وضعيه ، به نحو استقلالى است . هرچند در اينجا اثرى بر اين اختلاف مترتّب نمىشود . آنچه مهم است پذيرفتن جعل شرعى نسبت به احكام وضعيه است كه مرحوم آخوند نيز آن را پذيرفته است . بههرحال ، جزئيت ، مانعيت ، شرطيت و امثال آن را شارع بايد جعل كند .
( 3 ) - تذكر : در ما نحن فيه نمىتوان به اطلاق ( أقيموا الصّلاة ) و امثال آن تمسك كرد ، زيرا يكى از شرايط تمسك به اطلاق اين است كه مولا در مقام بيان باشد ، در اين صورت اگر قرينه نياورد و قدر متيقنى هم در مقام تخاطب وجود نداشت ، به اطلاق تمسك مىشود . درحالىكه آيهء شريفهء ( أقيموا الصّلاة ) و امثال آن فقط در مقام واجب كردن اصل اقامهء صلاة بوده و نسبت به كيفيّت صلاة و اجزاء و شرايط آن ساكت است . و الّا اطلاق ( اقيموا الصلاة ) جزئيت سوره را نفى مىكرد و نوبت به حديث رفع نمىرسيد ، زيرا با وجود اماره نوبت به اصل نمىرسد .