2 - كلّ شيء نظيف حتّى تعلم أنّه قذر . « 1 » 3 - الماء كلّه طاهر حتّى يعلم أنّه قذر . « 2 » در ارتباط با مفاد اين عبارات ، يك معنايى را مشهور استفاده كردهاند و يك معنايى را مرحوم آخوند در باب استصحاب مطرح كرده است كه ارتباطى به قاعدهء طهارت پيدا نمىكند بلكه بهنظر ايشان از « غايتِ ذكر شده در روايات » ، استصحاب طهارت استفاده مىشود . مرحوم آخوند مىفرمايد : در روايت « كلّ شيء طاهر حتّى تعلم أنّه قذر » ، مقصود از مغيّا - يعنى طاهر - طهارت واقعيه است . « كلّ شيء طاهر » يعنى هر چيزى بهحسب عنوان اوّليهء خودش و به حسب ذاتش ، داراى طهارت واقعيّه است . البته مانعى ندارد كه اين دليل عام نسبت به اعيان نجسه تخصيص خورده باشد . سپس در مورد غايت مىفرمايد : غايات با يكديگر فرق دارند . اگر غايت را مسألهاى غير از علم - كه حالت مكلّف است - قرار دهند ، مثلًا بگويند : « كلّ شىء طاهر حتى يلاقي مع النجاسة » ، اين غايت هم در ارتباط با حكم واقعى مىشود . در عبارت « كلّ شيء طاهر حتّى يلاقي مع النجاسة » هم غايت و هم مغيّا ، حكم واقعى است ، هم طهارت ، طهارت واقعى و هم نجاست ، نجاست واقعى است . اما در اين روايت كه « علم » بهعنوان غايت قرار داده شده ، معناى عبارت اين مىشود كه :
طهارت واقعيه در « كلّ شيء طاهر » ، استمرار پيدا مىكند - البته نه به استمرار واقعى بلكه به استمرار ظاهرى - تا اينكه علم به نجاست آن شىء تحقق پيدا كند . استمرار ظاهرى همان چيزى است كه از آن به استصحاب تعبير مىشود . « إبقاء ما كان » به اين معنا است كه واقعيتى كه قبلًا وجود داشته استمرار پيدا مىكند تا اينكه يك يقين به خلاف بيايد ، لذا در ساير ادلّهء استصحاب هم مىفرمايد : « لا تنقض اليقين أبداً بالشك
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 2 ، ( باب 37 من أبواب النجاسات ، ح 4 ) .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ( باب 1 من أبواب الماء المطلق ، ح 5 ) .