در نتيجه بنا بر بعضى از مبانى ، اين قسم هم داخل در محلّ نزاع مىشود ولى بنا بر مبناى ما هيچ وجهى براى دخول آن در محلّ نزاع تصوّر نمىشود . حال با توجه به مقدّمهء فوق بر ما لازم است كه موارد امارات و اصول را بهطور جداگانه مورد بحث قرار داده و مسألهء اجزاء را در ارتباط با آنها بررسى كنيم . :
بحث اوّل : اجزاء در مورد امارات
در باب حجّيت امارات دو مبنا وجود دارد : مشهور ، حجيت امارات را از باب طريقيت مىدانند و در مقابل مشهور ، بعضى حجيت آن را از باب سببيت دانستهاند . معناى طريقيت اين است كه در اين امارات - من حيث هي - هيچ مزيت و مصلحتى وجود ندارد ، جز اينكه اينها راهنماى به واقع هستند و تا اندازهاى - نه صددرصد - واقع را نشان مىدهند . آينهاى هستند كه تا اندازهاى واقع را روشن مىكنند و علت حجيت اينها همين حيثيتى است كه در آنها وجود دارد . بهعبارت ديگر : عقلا يا شارع ملاحظه كردهاند كه اگر در ارتباط با واقعْ تنها بخواهند بر قطع تكيه كنند ، مشكلات بسيارى براى انسانها پيش مىآيد . حتى در امور دنيوى انسان هم همينطور است . مثلًا شخص مورد وثوقى به انسان خبر مىدهد كه امشب فلان مهمان به منزل شما خواهد آمد ، اگر انسان بخواهد اين قول را - به اعتبار اينكه مفيد يقين نيست - ناديده بگيرد ، با مشكل عدم آمادگى براى پذيرايى روبهرو مىشود . و اصولًا حصول يقين جازم در بعضى از موارد براى انسان امكان ندارد زيرا احتمالات مختلفى در مقابل يقين او پيدا مىشود . انسانى كه بدنش متنجس است اگر صد بار هم در استخر برود باز احتمال مىدهد ذرهاى از آن نجاست به بدن او چسبيده و به همراه او آمده باشد .
بههمينجهت عقلاء و شارع آمدهاند طرقى را كه ما را به واقع راهنمايى مىكنند - اگرچه صددرصد نيستند - معتبر دانستهاند ، امّا پشتوانهء اعتبار و ميزان اعتبارشان همان ارائهء واقع و حكايت و كاشفيت از واقع است .