تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ارشاد دارد . وقتى امام عليه السلام مىفرمايد : « يعيد صلاته » ، اين كلام ارشاد به اين دارد كه اين نماز ، فاقد بعضى از شرايط و خصوصيات معتبر بوده است روشن است كه نمازى كه فاقد شرط باشد ، عقل حكم مىكند كه چنين نمازى به درد نمىخورد . در حديث « لا تعاد » هم همين‌طور است . در آنجا مىخواهد بگويد : « اخلال به اجزاء صلاة اگر در ارتباط با اركان باشد موجب اعاده است ، يعنى نماز با اخلال به ركن ، فاقد خصوصيت معتبره است امّا اگر اخلال به غير اركان باشد - مثل اينكه قرائت فاتحه يا سوره يا تشهد و امثال اين‌ها را فراموش كرده باشد - اين‌ها ضربه‌اى به نماز نمىزند . يعنى اين‌ها جزئيتشان در صورت توجه و التفات است و اگر نسياناً ترك شوند ، نمازْ واجد همهء خصوصيات است و نمازى كه واجد همهء خصوصيات باشد ، نمىتواند موضوع براى اعاده واقع شود . بنابراين ، مسألهء اعاده و عدم اعاده چيزى نيست كه متعلّق تكليف شرعى واقع شود تا ما شك كنيم كه آيا اعاده واجب است يا نه ؟ و اصالة البراءة از وجوب اعاده را جارى كنيم . اصالة البراءة در جايى است كه شك در تكليف مولوى شرعى داشته باشيم . در نتيجه اگر در ما نحن فيه كسى - با احتمال مشروعيت - نماز با تيمّم را در اوّل وقت خواند و يك ساعت به غروب واجد الماء شد و ما هم از طرفى گفتيم : « دليل صلاة با وضو ، اطلاقى ندارد و قدر متيقّن از آن دليل ، كسى است كه تا يك ساعت به غروب نماز نخوانده است ، امّا كسى كه نماز را با تيمّم خوانده - هرچند احتمال مشروعيت مىداده - دليل صلاة با وضو ، نفى و اثباتى نسبت به آن ندارد » حال كه چنين شد و از طرفى هم گفتيم : « مسألهء وجوب و عدم وجوب اعاده ، حكمى شرعى نيست كه بتوان در صورت شك در آن ، اصالة البراءة را جارى كرد » نتيجه اين مىشود كه در اينجا - بنا بر مسألهء وحدت امر - اصالة الاشتغال يا استصحاب اشتغال جارى مىشود ، به اين كيفيت كه اوّل ظهر ، تكليف ( أقيموا الصّلاة ) گريبان اين شخص را مىگيرد و او يك نماز با تيمّم با احتمال مشروعيت - خوانده امّا نمىداند كه آيا چنين نمازى مسقط تكليف ( أقيموا الصّلاة ) است يا نه ؟ و از طرفى هم دليل صلاة با وضو نسبت به اين حكم