« تعيد » حكم مولوى نيست بلكه ارشادى است و مىخواهد بگويد : « اين نمازى كه خواندهاى فايده ندارد » و روشن است كه اگر نماز خوانده شده فايده نداشته باشد ، خود عقل حكم به وجوب اعاده مىكند . در حديث « لا تعاد » كه از احاديث معروف در باب صلاة است نيز همين مطلب است . البته ما در مباحث گذشته گفتيم كه شارع در بعضى از موارد ، حكم به استحباب اعاده مىكند ، مثل اينكه كسى نماز خود را فرادى خوانده باشد سپس جماعتى در ارتباط با همان نماز تشكيل شود كه مستحب است نماز خود را با جماعت اعاده كند . در اينجا دو خصوصيت وجود دارد : يكى اينكه مسئله ، بهصورت استحباب مطرح است و ديگر اينكه كيفيت اعاده با جماعت ، با كيفيت خواندن فرادى فرق مىكند و درحقيقت ، اين نماز ، اعادهء آن نماز اوّل نيست بلكه اين نماز ، خصوصيت زايدى دارد كه در نماز اوّل مطرح نيست . امّا در مورد اعادهء نماز آيات كه مىگفتيم : « در آياتى مثل خورشيدگرفتگى و ماهگرفتگى كه دربرگيرندهء مقدارى از زمان مىباشند ، بعضى از فتاوى وجود دارد كه تا زمانى كه اين آيه وجود دارد ، نماز آيات بهطور مرتب تكرار شود » ، اوّلًا : مشهور ، قائل به وجوب تكرار نيست . مشهور در ارتباط با مطلق موجِبات نماز آيات ، قائل به وجوب يك نماز آيات مىباشند . حال اگر ما فرض كنيم در آنجا اعاده لازم است و فتواى غير مشهور را اخذ كرديم ، باز هم نكتهاى در كار است و آن اين است كه آنجا هم متعلّق وجوب ، عنوان « اعاده » نيست بلكه متعلّق وجوب ، عبارت از عنوان « تكرار صلاة آيات » است ، مثل اينكه مولا از اوّل بگويد : « واجب است ده بار نماز آيات بخوانى » . اينجا اگر ما تعبير به اعاده كنيم ، در چنين تعبيرى مسامحه وجود دارد . مثل اينكه كسى نذر كند صد بار صلوات بفرستد كه صلوات دوّم و سوّم و . . . اعادهء صلوات اوّل بهحساب نمىآيد بلكه برطبق وجوب وفاى به نذر بايد صد صلوات بفرستد . پس از اينجا مىفهميم كه يك حكم مولوى وجوبى - نفياً و اثباتاً - به « اعاده » نمىتواند تعلّق بگيرد و تعبيراتى كه در روايات در جانب نفى و اثبات واقع شده ، جنبهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٠٩