تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
مىشد : « اجماع قائم است كه در فاصلهء بين زوال شمس و غروب شمس ، دو مرتبه نماز ظهر واجب نيست » ، اعاده لازم نبود اگرچه اين‌ها دو حقيقت متغاير باشند . در اينجا هم نماز با تيمّم ، مشروع و صحيح بوده و امر به صلاة با تيمّم را اسقاط كرده است و به مقتضاى اجماع ، جمع بين اداء و قضاء در يك نماز واجب نيست . همچنين اگر تعدّد را به‌معناى اختلاف حقيقت نگيريم بلكه تعدّد را مانند تعدّد در باب « صلّ » و « صلّ مع قصد القربة » بدانيم ، كه لازمهء كلام مرحوم آخوند در اين قسم از احكام وضعيه - يعنى جزئيت براى مأمور به و شرطيت براى مأمور به - تعدّد امر بود امّا اين تعدّد امر از روى ناچارى به‌وجود آمده است نه اينكه ماهيت مأمور به متعدّد باشد . اين صورت ، همان حكمِ وحدت امر را دارد و آنچه در مورد وحدت امر گفتيم در اينجا هم جريان پيدا مىكند . امّا اگر تعدّد را به همان معناى ظاهرى خودش بدانيم - يعنى دو حقيقت ، دو مأمور به و دو امر - و اجماعى هم بر عدم وجوب جمع نداشته باشيم ، قائل مىشويم كه قضاء در خارج از وقت لازم است البته مشروط به اينكه « اقض ما فات » دلالت كند كه اگر عذر مستوعب باشد و تمام وقت را احاطه كرده باشد ، قضاء واجب است . همان‌طور كه در آنجا مىگفتيم : « در دليل صلاة با وضو بايد اطلاقى وجود داشته باشد كه بگويد : كسى هم كه نماز با تيمّم را خوانده است ، بايد نماز با وضو را بخواند » ، اينجا هم بگوييم : « معناى « ما فات » اين نيست كه به هيچ عنوان نماز را نخوانده باشد بلكه اگر هم در وقت ، نماز با تيمّم خوانده باشد ، باز هم خواندن نماز با وضو در خارج از وقت براى او لازم است . يعنى عنوان « فوت » بر اين مورد هم صدق مىكند . به‌عبارت ديگر : « اقض ما فات » مىگويد : من كارى با نماز با تيمّم ندارم ، من بر اين تكيه دارم كه آيا نماز با وضو در وقت فوت شده يا نه ؟ اگر فوت شده ، قضاى آن واجب است ، اگرچه نماز با تيمّم خوانده شده و آن نماز ، صحيح و مشروع و مطابق با امر خودش هم باشد . « اقض ما فات » يك امر مستقل و جديدى است كه وجوب قضاء را اقتضاء مىكند . بنابراين همان نتيجه‌اى كه در مسألهء اداء گرفتيم در مسألهء قضاء هم جريان دارد .