تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
آيا واقعيت طلب ، چيست ؟ به‌نظر مرحوم آخوند كه قائل به اتحاد طلب و اراده است ، واقعيت طلب ، همان واقعيت اراده است . اراده عبارت از صفتى نفسانى و قائم به نفس است كه به دنبال بعضى از مبادى و مقدمات ، تحقق پيدا مىكند . اراده ، يك واقعيت است و معناى واقعيت اين است كه به حسب خودش ملاحظه شود . واقعيت صفات نفسانيه عبارت از قيام اين صفات به نفس است . اگر صفتى واقعاً قائم به نفس بود ، داراى واقعيت است و اگر قائم به نفس نبود ، داراى واقعيت نيست . مثلًا يكى از صفات نفسانيه ، صفت علم است ، اين صفت ، در صورتى واقعيت دارد كه تحقق داشته و قائم به نفس انسانى باشد . بنابراين طبق مبناى مرحوم آخوند كه طلب را متحد با اراده مىداند ، ارادهء حقيقيه ، عبارت از همان حالت نفسانيه - و به تعبير ديگر : شوق مؤكّد - است كه به دنبال آن ، عضلات به طرف مراد حركت مىكند . و معناى طلب حقيقى به‌نظر مرحوم آخوند همين ارادهء حقيقيه است . « 1 » طلب ذهنى : اين قسم از طلب هم عبارت از واقعيت و وجود است ، امّا وجود در ظرف ذهن . به مجرّد اينكه انسان چيزى را تصور كرد - يعنى صورت آن شىء را در ذهن خود آورد - آن چيز وجود ذهنى پيدا مىكند . مثلًا : در ارتباط با انسان ، دو وجود مطرح است : وجود خارجى كه عبارت از زيد و بكر و . . . است و وجود ذهنى كه عبارت از تصور ماهيت و مفهوم انسان است . همين صورت ذهنيّهء ماهيت انسان ، وجود ذهنى انسان است . به‌طورى كه اگر انسان ده بار تصور شود ، اين ماهيت ، ده بار در ذهن مىآيد و وجود ذهنى پيدا مىكند . وجود حقيقى و ذهنى در ارتباط با انسان روشن است ولى در ارتباط با طلب بايد دقت بيشترى شود زيرا طلب ، بنا بر مبناى مرحوم آخوند ، همان ارادهء قائم به نفس انسان و همان شوق مؤكّد محرّك عضلات است و جاى ارادهء حقيقيه ، همان نفس است ، « 2 » لذا
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 95 ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 141