تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
عين اينكه « ما به الامتياز ، عين مابه‌الاشتراك است » ولى هركدام حدّى دارد . يكى را « النور الكامل » و ديگرى را « النور الناقص » مىگوييم . اگر مسألهء نقصان ، در نور ناقص ، به‌عنوان حدّ مطرح شد ، در نور كامل هم ، كمال به عنوان حدّ مطرح است . ما در آنجا گفتيم : اگر نور را به كامل و ناقص تقسيم كرديم ، معنا ندارد كه يكى از اين دو قسم ، عين مقسم باشد بدون هيچ زياده‌اى . هرجا مسألهء تقسيم مطرح شد ، هر قسمى ، همان مَقْسَم است ولى با يك اضافه ، اگرچه آن اضافه ، داخل در ذاتش مىباشد و « مابه‌الامتياز ، عين مابه‌الاشتراك است » امّا بالأخره وقتى شما وجود را به دو قسم كامل و ناقص تقسيم كرديد نمىتوانيد بگوييد : وجود كامل ، عين وجود است بدون زياده ولى وجود ناقص ، وجود با زياده است . همان‌طور كه كمال ، در وجود كاملْ مابه‌الامتياز است و مابه‌الامتياز عين مابه‌الاشتراك است ، نقص هم در وجود ناقص ، همين حالت را دارد . در نتيجه ، اگرچه مرحوم عراقى ، كلام مرحوم آخوند را پذيرفته و تفاوت بين وجوب و استحباب را به‌شدت و ضعف دانسته است و اين قابل قبول است ولى اينكه ايشان مىخواست از راه اطلاق و مقدمات حكمت ، وجوب را استفاده كند ، به اعتبار اينكه وجوب ، عين همان طلب است بدون زياده ولى استحباب عين طلب است با زيادهء نقص ، نمىتواند حرف صحيحى باشد و لازمهء كلام مرحوم آخوند اين است كه ما از راه اطلاق نمىتوانيم وجوب را استفاده كنيم .

جهت چهارم : آيا طلبى كه معناى امر است ، طلب حقيقى است يا طلب انشائى ؟

طلب بر سه قسم است : طلب حقيقى ، طلب انشائى و طلب ذهنى . طلب حقيقى : عبارت از واقعيت و حقيقت طلب است . ما در آينده ، بحثى داريم كه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 88 | الشيخ فاضل اللنكراني