ذهنى يا مصداق انشائى محمول بود ، حمل آن ، حمل شايع صناعى نخواهد بود . عبارت مرحوم آخوند در كفايه ناظر به اين معناست يعنى مرحوم آخوند مىخواهد همين مطلبى را بفرمايد كه مرحوم صدر المتألهين فرموده است . ولى مرحوم آخوند طلب ذهنى را مطرح نمىكند بلكه طلب حقيقى و طلب انشائى را مطرح مىكند . « 1 »
ماهيت انشاء
با توجه به اينكه مقصود از طلبى كه مفاد امر است ، عبارت از طلب انشائى است ، مناسب است در اينجا بحثى اجمالى در ارتباط با حقيقت انشاء داشته باشيم و ببينيم آيا حقيقت وجود انشائى چيست ؟ با وجود اينكه مسألهء انشاء - خصوصاً در معاملات - مورد ابتلاست ولى اين مسئله ، كمتر مورد بحث قرار گرفته است .
1 - نظريهء مشهور
شهيد اوّل رحمه الله در كتاب قواعد فقهيّهاش « 2 » مىفرمايد : « الإنشاء هو القول الذي يوجد به معناه في نفس الأمر » ، « 3 » يعنى انشاء عبارت از لفظى است كه به سبب آن لفظ ، معنا وجود پيدا مىكند ولى نه در خارج و نه در ذهن ، بلكه در نفس الأمر كه اعم از خارج و ذهن است . البته ما مىدانيم كه در بسيارى از معاملات ، لفظْ خصوصيتى ندارد ، مخصوصاً در باب بيع كه - بنا بر تحقيق - با معاطات هم تحقق پيدا مىكند . بنابراين لازم نيست كه
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 93
( 2 ) - چون كتاب قواعد فقهيّهء شهيد اوّل رحمه الله ، داراى ترتيب و نظم خاصى نبوده ، مرحوم فاضل مقداد ، آن را مرتب كرده و آن را « نضد القواعد الفقهية » ناميده است .
( 3 ) - نضد القواعد الفقهيّة ، ص 137