است كلام مرحوم آخوند است . بنابراين وجوب و استحباب ، بهعنوان دو مرتبه از طلب مىباشند . مرتبهء كامل و مرتبهء ناقص . و در اينجا چيزى شبيه همان تشكيك حقيقى پياده مىشود . اكنون كه بحث ما در اينجا به پايان مىرسد لازم مىدانيم نكتهاى را در ارتباط با كلام محقق عراقى رحمه الله مطرح كنيم . مرحوم عراقى - همانند مرحوم آخوند - تفاوت بين وجوب و استحباب را به شدت و ضعف و كمال نقص مىدانست ولى معتقد بود كه وجوب از راه اطلاق و مقدمات حكمت استفاده مىشود ، زيرا وجوب ، عين طلب ، بدون زياده است ولى استحباب ، عبارت از طلب با زيادهء نقص است . « 1 » بهنظر ما قسمت اوّل كلام مرحوم عراقى صحيح است و تفاوت بين وجوب و استحباب ، بهشدت و ضعف و كمال و نقص است ولى قسمت دوم كلام ايشان - كه وجوب را از راه اطلاق و مقدمات حكمت استفاده مىكرد - قابل قبول نيست . براى تبيين مطلب ، لازم است مقدّمهاى ذكر كنيم : در جايى كه تفاوت به كمال و نقص و شدت و ضعف است ، مثل نور قوى و نور ضعيف ، وقتى ما اين دو نور را در ارتباط با اصل ماهيت نور ملاحظه مىكنيم نمىتوانيم ادّعا كنيم كه حقيقتِ نور قوى ، عين حقيقت نور است بدون زياده ، ولى حقيقت نور ضعيف ، عين حقيقت نور است با زيادهء نقصان و ضعف . بهعبارت ديگر : اگر ما نور ناقص را عبارت از « نور با زيادهء نقصان » دانستيم ، در مورد نور كامل نيز بايد عين همين عبارت را به كار ببريم و آن را عبارت از « نور با زيادهء كمال » بدانيم و فرق گذاشتن بين اين دو ، صحيح نيست . درست است كه ما در مورد كمال و نقص گفتيم : « مابهالامتياز ، عين مابهالاشتراك است » ولى اينگونه نيست كه زياده ، مثل فصل باشد . در
هامش
( 1 ) - نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 160 - 163 تذكر : كلام مرحوم عراقى در صفحات 66 - 70 از همين جلد بهطور مبسوط مورد بررسى قرار گرفته است .