تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
آيا اين دو بيع با هم فرق ندارند ؟ بيع اصيل ، يك بيع كامل است و نياز به اجازهء بعدى ندارد ، ردّ بعدى هم در ابطال آن نقشى ندارد ولى بيع فضولى در عين اينكه بيع است امّا بيعى ضعيف و متزلزل و ناقص است و توقف بر اجازهء بعدى دارد و اگر به‌جاى اجازه ، ردّ شود ، ريشه و اساس آن از بين مىرود . بنابراين ملاحظه مىشود كه در امور اعتبارى هم تفاوت به شدت و ضعف وجود دارد . در نتيجه ، بهترين حرفى كه در زمينهء وجوب و استحباب مطرح است ، همين چيزى است كه مرحوم آخوند فرموده است كه وجوب و استحباب ، دو امر اعتبارى مىباشند ولى با وجود اين ، تفاوت آن دو به شدت و ضعف و كمال و نقص است و هيچ برهانى نمىتواند اين معنا را ثابت كند كه در امور اعتباريه ، شدت و ضعف وجود ندارد . و اينكه ما در بيان وجه كلام مرحوم بروجردى گفتيم : « امور اعتباريه ، داير مدار بين اثبات و نفى و وجود و عدم است » ، كلام درستى است ولى مقايسه ، بين دو وجود است نه بين وجود و عدم كه شما بگوييد : « امر اعتبارى را يا اعتبار مىكنند يا اعتبار نمىكنند » ، خير ، بين دو اعتبار هم تفاوت به شدت و ضعف و كمال و نقص وجود دارد . ما وقتى بيع اصيل را با بيع فضولى - بنا بر صحت آن - مقايسه مىكنيم مىبينيم با وجود اينكه اين دو ، اعتبارى مىباشند ولى با يكديگر فرق دارند .

نظريهء مرحوم بروجردى در ارتباط با تمايز ميان وجوب و استحباب

مرحوم بروجردى مىفرمايد : به‌نظر ما تمايز بين وجوب و استحباب ، ربطى به مرحلهء ذات ندارد بلكه مربوط به خارج از ذات و مربوط به مقارنات است . اگر مولايى به عبدش گفت : « اضْرِبْ زيداً » ، گاهى اين جمله داراى مقارناتى است ، مثلًا مولا با عصبانيت و درحالىكه پا به زمين مىكوبد و دستها را حركت مىدهد و حالت خاصى به چشم‌ها مىگيرد ، اين جمله را گفته است در اينجا ما مىآييم مسألهء وجوب را انتزاع مىكنيم . ولى گاهى مولا با لحن نرمى اين جمله را مىگويد و حتى در كنارش مىگويد : « اگر