يا واقعى ؟ امّا اينكه امور اعتباريه قابل تشكيك نيست ، دليلش - بهنظر ايشان - اين است كه امور اعتباريه ، داير مدار اعتبار است . اعتبار ، يا تحقق دارد يا ندارد و نمىتوان براى آن ، مراتبى را تصور كرد . عقلاء يا شارع ، يا اين امر اعتبارى را اعتبار كردهاند و يا اعتبار نكردهاند . اگر اعتبار كردهاند ، اين امر اعتبارى تحقق دارد و اگر اعتبار نكردهاند ، تحقق ندارد . اعتبار ، قوى و ضعيف ندارد ، كمال و نقص در آن مطرح نيست . اما آيا وجوب و استحباب - كه دو قسم از طلب هستند - از امور اعتباريهاند يا از امور واقعيّه ؟ ما در آينده ، بحث مفصّلى در اين زمينه ارائه خواهيم كرد و خواهيم گفت : طلب ، بر دو قسم است : طلب حقيقى و طلب انشائى . طلب حقيقى ، يك واقعيت است و مرحوم آخوند معتقد است واقعيت طلب حقيقى همان واقعيت اراده است و فرقى بين طلب و اراده وجود ندارد . اراده ، واقعيتى است كه قيام به نفس دارد و يكى از اوصاف و صفات حقيقى نفسانى است . و اوصاف قائم به نفس ، داراى واقعيت مىباشند ، واقعيت آنها به همين قيام اينها به نفس است . اراده ، مثل علم است . علم ، يك صفت قائم به نفس و يك واقعيت است ، البته صفتِ ذاتِ اضافه است كه علاوه بر اضافه به عالم ، اضافهاى هم به معلوم دارد . در باب ارادهء حقيقيّه هم مسئله همينطور است كه يك طرف اراده ، به نفس و مريد ارتباط دارد و يك طرف آن ، اضافه به مراد دارد . امّا طلب انشائى بهمعناى ارادهء قائم به نفس نيست . طلب انشائى ، به معناى انشاء طلب است يعنى انسان بهواسطهء لفظ آن ، مفهوم طلب را در ظرف اعتبار ، ايجاد مىكند ، همانطور كه در معاملات بالمعنى الأعم وقتى با گفتن بعت و قبلت ، بيعى را انشاء مىكنيد ، اين بيع انشائى شما در عالم اعتبار تحقق پيدا مىكند . اين تحقق ، يك تحقق تكوينى و واقعى نيست . اينطور نيست كه بعد از تماميت بيع ، وضع مبيع يا بايع يا مشترى ، تغييرى واقعى پيدا كرده باشد . در باب زوجيت هم بههمينصورت است ،
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨١