از نظر عرف ، بين وجوب و استحباب ، مغايرت وجود دارد . البته ايشان تصريح نمىكند كه بنا بر نظر عرف ، بين وجوب و استحباب ، مغايرت ذاتى وجود دارد ولى از كلام ايشان اين مطلب استفاده مىشود كه بين وجوب و استحباب ، مغايرت از حيث بعض ذات وجود دارد . امّا ازنظر عقل ، تمايز بين وجوب و استحباب ، تمايز ، به تمايز نوع چهارم - يعنى تمايز به شدت و ضعف و كمال و نقص - است . ايشان مىفرمايد : عقل ، وجوب را يك طلب اكيد و شديد و كامل و استحباب را يك طلب ضعيف و ناقص مىداند . « 1 » و اين همان چيزى است كه در راه چهارم از بعض فلاسفه نقل كرديم . اشكال مرحوم بروجردى بر مرحوم آخوند : مرحوم بروجردى اين مطلب را بهعنوان توهّمى مطرح كرده « 2 » و در مقام جواب از آن برآمده و مىفرمايد : اين مطلب كه ما تفاوت بين وجوب و استحباب را در ارتباط با كمال و نقص و شدت و ضعف بدانيم صحيح نيست ، زيرا تمايز به كمال و نقص و تمايز به شدت و ضعف ، در امور واقعيّه و امور تكوينيّه تحقق پيدا مىكند . مثلًا مىگوييم : واجبالوجود ، يك وجود كامل و ممكن الوجود ، يك وجود ناقص است . روشن است كه وجود ، داراى يك واقعيت و حقيقت است و اين مراتب تشكيك ، در اين واقعيت ، تحقق دارد . نور قوى و نور ضعيف ، بياض شديد و بياض ضعيف ، از واقعيات هستند . ولى امور اعتباريه ، قابل تشكيك نيست . « 3 » توضيح كلام مرحوم بروجردى : در اينجا بايد دو جهت بررسى شود : يكى اينكه چرا امور اعتباريه قابل تشكيك نيست و ديگر اينكه آيا ما نحن فيه ، امرى اعتبارى است
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 314
( 2 ) - بدون اينكه اشاره داشته باشد كه اين مطلب ، مربوط به استادش مرحوم آخوند است .
( 3 ) - نهاية الاصول : ج 1 ، ص 100 و 101