را تشكيل مىدهد غير از مجموعهاى است كه خصوصيات فرديّه عَمرو را تشكيل مىدهد . اين سه نوع تمايز ، محل اتفاق بين فلاسفه است ولى بحثى واقع شده كه آيا غير از اين سه نوع ، نوع چهارم ى از تمايز هم وجود دارد يا نه ؟ بعضى از فلاسفه معتقدند ، تمايز ، منحصر به همين سه قسم است ولى محققين از فلاسفه نوع چهارم ى از تمايز را نيز مطرح كردهاند كه ربطى به سه قسم قبلى ندارد و آن تمايز به شدّت و ضعف و نقصان و كمال است . و اين همان چيزى است كه در منطق ، از آن به كلّى مشكك تعبير مىكنند ، مثلًا وجود ، حقيقتى است كه داراى واقعيت و داراى ذات است ولى اين وجود در ارتباط با واجبالوجود ، عبارت از وجود كامل است ، بهلحاظ اينكه واجبالوجود ، احتياج به علت موجده ندارد ولى در ارتباط با ممكن الوجود ، داراى نقصان است چون ممكن الوجود ، نياز به علّت موجده دارد . يا مثلًا بياض شديد و بياض ضعيف ، هر دو بياضند ولى يكى متصف به شدت و ديگرى متصف به ضعف است ، همچنين نور ، به اختلاف لامپها مختلف مىشود ، لامپ دويست واتى با لامپ صد واتى ، هر دو نور دارند ولى يكى نورش اتصاف به شدت و ديگرى اتصاف به ضعف دارد . آنچه در اينجا مطرح است اين است كه آيا وقتى ما مىگوييم : « وجود كامل » ، يا مىگوييم : « نور قوى » ، معنايش اين است كه ما يك وجودى داريم و يك مطلبى زايد بر وجود به نام كمال الوجود ؟ يعنى آيا در وجود كامل ، دو حيثيت داريم ، يكى اصل وجود و ديگرى كمال وجود كه زايد بر اصل وجود است ؟
آيا وقتى مىگوييم : « ممكن ، داراى وجود ضعيف و ناقص است » معنايش اين است كه وجود ممكن ، مركّب از اصل وجود و نقصان وجود است ؟ اگر چنين باشد ، ما مىتوانيم اينها را به انسان و فرس برگردانيم و بگوييم : انسان و فرس ، در اصل حيوانيت مشتركند ولى انسان ، حيوانِ با وصف ناطقيت و فرس ، حيوانِ با وصف صاهليت است .
پس چه فرقى بين اين دو ، وجود دارد ؟ وجود كامل و وجود ناقص ، در اصل وجود مشتركند ولى وجود كامل ، وجود با اضافهء كمال است و وجود ناقص ، وجود با اضافهء
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٧٢