اشتراكى در جهت ذاتى و آنچه مربوط به ماهيت و جنس و فصل است ، بين آنها وجود نداشته باشد ، تمايز آنها تمايز ذاتى خواهد بود و اين بالاترين تمايزى است كه بين دو شىء مىتواند تحقق داشته باشد ، مثل تمايزى كه بين جوهر و عرض تحقق دارد .
جوهر ، به تمام ذات ، مباين با عرض است و عرض ، به تمام ذات ، متمايز از جوهر است و هيچگونه وجه اشتراكى بين اينها تحقق ندارد و عنوانى چون « شىء » كه بر هر دو صدق مىكند ، نه جزء ذات جوهر است و نه جزء ذات عرض ، نه عنوان جنس دارد و نه عنوان فصل ، بلكه شيئيت - همانطور كه در باب مشتق گفتيم - عرض عام است و اگر جسم و بياض ، در شيئيت ، مشترك باشند معنايش اين نيست كه در ذات هم اشتراك دارند . اشتراك در ذات ، بايد در ارتباط با جنس و فصل باشد و جسم و بياض نه داراى جنس واحدى هستند و نه داراى فصل واحدى مىباشند . همچنين ، اشتراك در عناوين ديگرى چون امكان و ممكن الوجود بودن ، به معناى اشتراك در ذات نيست . امكان ، جزء ماهيت ممكن الوجود نيست - همانطور كه وجود هم داخل در ماهيت ممكن نيست - نه عنوان جنس آن را دارد و نه عنوان فصل آن را ، بلكه امكان ، وصف براى وجود است . نوع دوم ( تمايز به بعض ذات ) : مثلًا انواع يك جنس ، در يك قسمت از ذات مشتركند ولى در جزء ديگر ذات ، اختلاف دارند . بقر و انسان ، در جنس حيوانيت مشتركند ولى در فصل مميّزشان ، اختلاف دارند .
انسان داراى يك فصل خاص و بقر داراى فصل خاص ديگرى است . بنابراين ، معناى تمايز انسان و بقر ، تمايز به بعض ذات - يعنى به فصل - است ولى نسبت به جنس ، هيچگونه تمايزى بين اين دو وجود ندارد . نوع سوم ( تمايز به خصوصيات فرديه و عوارض مشخّصه ) : يعنى آن چيزهايى كه در ارتباط با خصوصيات فرديه و در ارتباط با شخصيت و مصداق بودن مطرح است .
اين تمايز ، بين افراد يك نوع وجود دارد . مثلًا معناى تمايز زيد و عَمرو ، اختلاف در جنس يا اختلاف در فصل نيست . زيد و عَمرو ، هم در جنسْ مشتركند و هم در فصل ، ولى در جهات مشخّصه و خصوصيات فرديّه اختلاف دارند . مثلًا پدر ، مادر ، قيافه ، سن ، زمان و مكانِ يكى از آن دو با ديگرى فرق دارد . مجموعهاى كه خصوصيات فرديّه زيد
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٧١