بررسى دليل ششم : بهنظر مىرسد كلام آيت اللَّه خويى « دام ظلّه » داراى اشكال است و آنچه ايشان بهعنوان كبراى كلّيه مطرح كرد - كه خواست مولا نياز به پاسخ دارد - قابل قبول نيست ، زيرا براى مولا دو جور خواست تصور مىشود : اگر خواست مولا ، لزومى باشد ، بر عبد لازم است كه آن را بدون جواب نگذارد . ولى اگر خواست مولا غير الزامى بود ، لازم نيست عبد به آن پاسخ مثبت دهد . نتيجهء بحث بهنظر مىرسد بهترين راه براى استفادهء وجوب از امر ، همان تبادر است كه در كلام مرحوم آخوند مطرح گرديد .
حقيقت و ماهيت وجوب و استحباب
در اينجا كه مسألهء وجوب و استحباب مطرح گرديد لازم مىدانيم پيرامون ماهيت وجوب و استحباب ، بحثى داشته باشيم . اين بحث ، هم براى مبحث فعلى ما و هم براى مباحثى كه در آينده در ارتباط با صيغهء افْعَلْ ، و در ارتباط با كلّى قسم ثالث ( در استصحاب ) و . . . مطرح مىشود ، بحث مفيدى خواهد بود .
مقدّمهء بحث :
آنطور كه از كلام فلاسفه استفاده مىشود ، تمايزى كه بين دو شىء وجود دارد بر سه نوع است : نوع اوّل ( تمايز به تمام ذات ) : است . تمامِ ذات ، عبارت از جنس و فصل است و اگر دو شىء ، هم در جنس و هم در فصل با هم اختلاف داشته باشند و هيچ وجه