دليل سوم : آيهء شريفهء ( ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ )
« 1 »
خداوند متعال ، به ابليس مىفرمايد : هنگامى كه من به تو امر كردم ، چه چيز باعث شد كه تو مخالفت امر كنى ؟ توبيخ در اين آيهء شريفه ، دليل بر اين است كه مراد از ( أمرتك ) ، امر وجوبى است ، زيرا امر استحبابى ، توبيخ ندارد . علاوه بر اين ، جملهء ( إذ أمَرْتُكَ ) اشاره به آيهء شريفهء ( و إذ قُلنا لِلملائكَة اسجُدوا لآدَم فَسَجدوا إلّا إبليسَ . . . ) « 2 » است و ( اسْجُدُوا ) هيئت افْعَلْ است و بر وجوب دلالت دارد . بنابراين ترديدى نيست كه ( أمرتك ) در آيهء شريفه ظهور در امر وجوبى دارد . « 3 » بررسى دليل سوم : دو اشكالى كه در ارتباط با استدلال به آيهء ( فَليحذر الّذين يخالِفونَ عَن أمره ) ذكر كرديم در اينجا نيز مطرح است زيرا : اوّلًا : غايت مفاد اين آيه اين است كه امر خداوند ، دلالت بر وجوب مىكند . ممكن است امر خداوند داراى يك چنين خصوصيتى باشد ، درحالىكه بحث ما در مطلق امر است ، چه امر خداوند و چه امر غير خداوند . ثانياً : اشكالى كه مرحوم عراقى در مورد آيهء قبل مطرح كرد در اينجا نيز جريان دارد . خلاصهء اشكال اين است كه در اين آيه ، مراد خداوند براى ما روشن است و همان گونه كه گفتيم امر در ( إذ أمرتك ) امر وجوبى است و امر استحبابى از مدلول آيه خارج است ولى آيا خروج آن به نحو تخصيص است يا به نحو تخصّص ؟ راهى براى استكشاف آن نداريم ، زيرا اصالة العموم ، در موارد شك در مراد بهكارمىرود و ما در مراد خداوند ترديدى نداريم .
هامش
( 1 ) - الأعرف : 12
( 2 ) - البقرة : 34
( 3 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 92