مىخواهد چنين راهى را طى كند . پس اينكه مرحوم آخوند مىفرمايد : « تعبير به « لم تأمر . . . » به لحاظ حال اوست » مقصود ايشان اين است كه شخص سافل ، از اين راه مىخواهد دسترسى به امر پيدا كند . او مىبيند سافل است و طلب صادر از سافل ، امر نمىباشد ، مىآيد به كمك ادّعاء ، سافليت خود را كنار زده و براى خودش علوّ درست مىكند و به اعتقاد خودش روى كرسى امر نشسته و امر مىكند . در نتيجه ما از تحليل همين مسئله در مىيابيم كه امر در ارتباط با علوّ است و استعلاء تنها نمىتواند امر درست كند .
جهت سوم : آيا طلبى كه مفاد امر است خصوص طلب وجوبى است يا اعم از طلب وجوبى و استحبابى ؟ « 1 »
مرحوم آخوند معتقد است مفاد امر ، خصوص طلب وجوبى است . « 2 » در مقابل ايشان ، بعضى عقيده دارند مفاد امر ، يك معناى اعمّ است كه هم طلب وجوبى را شامل مىشود و هم طلب ندبى را .
دليل قائلين به اعم
مهمترين دليلى كه قائلين به اعم اقامه كردهاند اين است كه مىگويند : تقسيم امر
هامش
( 1 ) - تذكر : اين بحث بنا بر هر دو قولى كه در معناى امر مطرح است ، جريان دارد ، هم بنا بر قول امام خمينى رحمه الله كه معناى اصطلاحى و لغوى را يكى مىدانست و جامع اسمى درست مىكرد و هم بنا بر قول مرحوم آخوند و ديگران كه معناى اصطلاحى را قول مخصوص مىدانستند .
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 92