تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
براى رسيدن به غرض مولا و تحقق مأمور به ، بعضى از شما بر بعض ديگر سبقت بگيريد . ظاهر آيه اين است كه مسابقهء بين مكلّفين را مطرح كرده نه مسابقهء بين خيرات را . پاسخ دوم : برفرض كه ما قبول كنيم آيهء شريفه استباق بين خيرات را مطرح مىكند نه استباق بين مكلّفين را ، مستشكل در اينجا يك قرينهء عقلى آورد و از راه آن قرينهء عقلى ، مسألهء وجوب استباق را - و به قول ، ما حتّى استحباب استباق را - از بين برد و امر در آيهء شريفه را به‌صورت امر ارشادى مطرح كرد . به مستشكل مىگوييم : ما قرينهء عقلى شما را قبول نداريم . شما مىگوييد : وقتى دو خير را با هم مقايسه مىكنيم ، استباقْ نسبت به هر دو خير نمىشود و به ناچار بايد يكى از آن دو ، قبل از ديگرى تحقق پيدا كند ، « 1 » در نتيجه وجوب استباق ، معنا ندارد . ما مىگوييم : آيا در مورد « أنقذ الغريق » ، اگر دو نفر در حال غرق شدن باشند ، شما مىتوانيد اين حرف را مطرح كنيد و بگوييد : چون امكان انقاذ هر دو غريق نيست پس « أنقذ الغريق » دلالت بر وجوب انقاذ نمىكند ؟ يا اينكه در آنجا مسألهء أهمّ و مهمّ - و به‌عبارت ديگر : مسألهء تزاحم « 2 » - را مطرح مىكنيد ؟ در متزاحمين ، ملاك و مناط تكليف در هر دو وجود دارد . ملاك تكليفِ وجوبِ انقاذ ، حفظ نفس محترمه است كه در مورد هر دو غريق مطرح است . ولى در مقام عمل و اطاعت تكليف مولا ، قدرت بر جمع بين دو انقاذ نداريم ، اما اين عدم قدرت ، وجوب انقاذ را از بين نمىبرد و « أنقذ الغريق » با عموم و اطلاقش باقى است . ولى بايد در اينجا قاعدهء باب تزاحم پياده شود . قاعدهء باب تزاحم اين است كه اگر يكى از اين دو ،
هامش
( 1 ) - گفتيم : فرض در جايى است كه خيرات ، امكان جمع در زمان واحد نداشته باشند و اگر امكان جمع آنها در زمان واحد وجود داشته باشد ، مسألهء استباقْ مطرح نخواهد بود . ( 2 ) - تزاحم ، در مقابل تعارض است .