پاسخ اشكال پنجم : از اين اشكال به چند صورت مىتوان پاسخ داد : پاسخ اوّل : آيا در آيهء شريفهء ( استبقوا الخيرات ) آنچه اتصاف به سَبْق پيدا مىكند ، فاعل ( استبقوا ) است يا « خيرات » است كه بعضى نسبت به بعض ديگر ، اتصاف به سَبْق پيدا كنند ؟ ظاهر ( استبقوا ) خطاب به مكلّفين است ، يعنى « اى مكلّفين ، استباق كنيد بهسوى خيرات ، يعنى بهسوى همهء خيرها » . بنابراين ، در هر خيرى به تنهايى ، يك استباق مطرح است . نه اينكه آيه بخواهد مسابقه را در مورد خيرات مطرح كند و بخواهد با نظر كردن به مجموع خيرات بگويد : « هركسى به تنهايى ، در ارتباط با مجموع خيرات ، يك سبق و لحوق و استباق و تقدّم و تأخّرى داشته باشد » . به بيان ديگر : همان گونه كه ما گفتيم : آيهء شريفه در مورد واجبات كفائى است . در واجبات كفائى ، مسابقه بين مكلّفين است . استباق بين زيد و عَمْرو است . و از اينكه مسابقه بين مكلّفين است ، بايد استفاده كنيم كه تكليف ، تكليفى است كه ارتباط به همهء مكلّفين دارد و آن ، تنها در واجبات كفائى مطرح است ولى در واجبات عينى كه هركسى تكليف مستقلى دارد و موافقت و مخالفتش هيچگونه ارتباطى به موافقت و مخالفت ديگرى ندارد ، استباق نمىتواند مفهوم داشته باشد . در واجبات كفائى ، تكتك مكلّفين ، مشمول اين آيهء شريفه مىباشند ، يك خير كه مشترك بين همهء مكلّفين است ، به نام واجب كفائى در اينجا مطرح است و به همهء مكلّفين خطاب شده است كه در راه رسيدن به اين خير ، بعضى از شما بر بعض ديگر سبقت بگيريد ، به لحاظ اينكه در واجب كفائى هركس سبقت بگيرد ، استحقاق مثوبت پيدا مىكند و ثواب اتيان واجب كفائى ، به همهء مكلّفين داده نمىشود . بنابراين ، آيهء شريفه نمىخواهد بفرمايد : « هر مكلّفى موظّف است كه مسابقه بين مجموع خيرات را ملاحظه كند » ، بلكه اگر يك خير هم بهعنوان واجب كفائى داشته باشيم ( استبقوا ) در مورد آن مطرح است ، يعنى به همهء مكلّفين خطاب شده است كه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 518
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥١٨