تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
اوّلًا : تخصيص اكثر لازم مىآيد و تخصيص اكثر ، نزد عقلاء مستهجن است . ثانياً : لحن اين آيات و سياق آنها آبى از تخصيص است . لذا براى اينكه گرفتار چنين اشكالى نشويم ناچاريم بگوييم : ( استبقوا ) و ( سارعوا ) اگرچه از نظر هيئت افعل دلالت بر وجوب مىكنند ، اما با توجه به اين خصوصيات ، بايد جلوى دلالت آنها بر وجوب گرفته شود و درحقيقت ، در اينجا قرينه قائم است كه هيئت افعل ، دلالت بر وجوب ندارد . و در اين صورت ، اصل استدلال از بين مىرود . اشكال پنجم : در مورد آيهء شريفهء ( فاستبقوا الخيرات ) اشكالى مطرح شده كه بايد مورد بررسى قرار گيرد . گفته شده است : ( استبقوا ) اگرچه به حسب هيئت افعل ، دلالت بر وجوب مىكند و ما اين معنا را انكار نمىكنيم كه هيئت افعل ، ازنظر وضع ، دلالت بر طلب وجوبى - به اصطلاح مشهور - مىكند ، ولى در اينجا قرينه‌اى عقلى وجود دارد كه مانع از حمل هيئت افعل بر مفاد خودش مىشود . آن قرينه اين است كه ( فاستبقوا الخيرات ) به اين معناست كه شما خيرات را كنار هم گذاشته و آنها را با يكديگر مقايسه كنيد و مسألهء سبق و لحوق و استباق و تأخير « 1 » را در ارتباط با خود خيرات ملاحظه كنيد . گويا آيهء شريفه مىخواهد بفرمايد : « بعضى از خيرات را بر بعض ديگر مقدّم داريد » . بنابراين آيهء شريفه در محدودهء خيرات پياده شده و غير خيرات كنار مىرود و مقايسه ، بين خود خيرات است نه بين خيرات و غير خيرات . حال آيا ملاك تقديم بعضى از خيرات بر بعض ديگر چيست ؟ مستشكل مىگويد : ظاهر اين است كه ملاك تقديم ، نفس اتصاف به خيريّت و نفس انطباق عنوان خيريت است و حتى مسألهء مراتب هم مطرح نيست و به ذهن كسى نيايد كه « خيرات ، اگرچه در اصل خيريت مشتركند ولى بين آنها مراتبى وجود دارد
هامش
( 1 ) - استباق به‌معناى تقديم است و در مقابل آن ، تأخير قرار دارد .