انجام آن وجود ندارد . پس اين دو آيه ، شامل مستحبات هم مىشود و ما نمىتوانيم مستحبات را از مدلول آنها خارج كنيم . درحالىكه مستحب ، بر محور استحباب دور مىزند چگونه مىتوانيم بگوييم : « استباق بهسوى مستحب ، واجب است » ؟ يا بگوييم : « سرعت گرفتن بهسوى مستحب ، واجب است » ؟ از سوى ديگر ، ما در شرع ، واجبات زيادى داريم كه در آنها فوريت مطرح نيست .
بالاترين واجب ، نماز يوميّه است . در نمازهاى واجب يوميّه ، استباقْ واجب نيست و اگر كسى آن را در اوّل وقت اتيان نكرد ، ترك واجب از او محقق نشده است . در واجبات مضيّق - مثل صوم - هم همينطور است . تضيّق ، غير از مسألهء فوريت و سرعت است .
تضيّق ، خودش گريبان انسان را مىگيرد كه انسان تمام وقت را در واجبْ صرف كند .
معناى تضيّق اين است كه « وقت واجب ، به مقدار عمل واجب است » . آيا كسى كه در ماه رمضان - بهعنوان يك واجب - روزه مىگيرد ، ما مىتوانيم بگوييم : « اسرع إلى صيام رمضان » ؟ خير ، كسى هم كه با سرعت انجام نمىدهد همين روزهء ماه رمضان را مىگيرد . و فرقى بين كسى كه با سرعت روزهء ماه رمضان را مىگيرد با كسى كه بدون سرعت آن را روزه بگيرد ، وجود ندارد . تنها در بعضى از واجبات ، مثل حجّ و جهاد - مخصوصاً اگر جهاد دفاعى باشد - فوريت ، وجوب دارد . حال با توجه به مطالب فوق مىگوييم : آيهء شريفهء ( فاستبقوا الخيرات ) عموميت داشته و شامل همهء واجبات و مستحبات مىشود و اگر ما عموميت آيهء شريفهء ( و سارعوا إلى مغفرة من ربّكم ) را هم بپذيريم ، اين آيهء شريفه نيز شامل همهء واجبات و مستحبات مىشود . در اين صورت اگر بخواهيم صيغهء امر در اين آيات را حمل بر وجوب بنماييم ، لازم مىآيد كه حدود نود درصد از موارد اين دو آيه بهصورت تخصيص ، از مدلول آنها خارج شوند و اين داراى دو اشكال است :
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 514
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥١٤