تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
العمل للَّه » تفسير كرده‌اند « 1 » . در اينجا حتّى يك نفر از مفسّرين هم نيامده بگويد : « آيه دلالت بر عموم مىكند ، چرا شما مصاديق را مطرح مىكنيد ؟ » معلوم مىشود كه اين معنا از نظر مفسّرين روشن بوده كه آيهء ( و سارعوا . . . ) دلالتى بر عموم ندارد و الّا اگر آيه دلالت بر عموم مىكرد - همانند آيهء ( فاستبقوا الخيرات ) - وجهى نداشت كه مفسّرين بحث كنند « آيا مراد از مغفرت چيست ؟ » . بنابراين نفس اختلاف مفسرين مؤيّد اين است كه اين آيه شريفه دلالت بر عموم نمىكند و در اين صورت مبناى استدلال به هم مىخورد . اشكال چهارم : برفرض كه دلالت آيهء ( و سارعوا . . . ) را بر عموم بپذيريم ، در اينجا اشكال ديگرى مطرح مىشود . اين اشكال ، در مورد آيهء ( فاستبقوا الخيرات ) نيز مطرح بود و ما در ابتداى بحث از اشكال سوم ، اشاره‌اى به آن داشتيم و توضيح آن را به آينده موكول كرديم كه در اينجا به توضيح آن مىپردازيم : توضيح : دلالت آيهء شريفهء ( فاستبقوا الخيرات ) بر عموم ، جاى مناقشه نيست ، اما دلالت آيهء شريفهء ( وَ سارِعوا إلى مَغفِرة مِن ربّكم ) بر عموم داراى اشكال بود . در اينجا ما از اشكال قبلى صرف‌نظر كرده و فرض مىكنيم كه هر دو آيه بر عموم دلالت دارند ، ولى در اين صورت اشكال ديگرى مطرح مىشود كه نمىتوانيم خود را از آن رها كنيم . آن اشكال در مورد مستحبات است . زيرا مستحبات ، نه در خير بودنشان ترديدى هست و نه در سبب مغفرت بودن آنها . و شايد بسيارى از مستحبات ، در ارتباط با سبب مغفرت ، از واجبات هم نزديك‌تر باشند ، زيرا واجب ، تكليفى است كه بر دوش انسان انداخته شده و انسان ناچار است آن را انجام دهد ، به‌همين‌جهت انسان خيلى به مغفرت نزديك نمىشود . اما مستحب ، چيزى است كه انسان با ميل و رغبت خود و از روى اخلاص انجام مىدهد و غير از مسألهء تقرّب به خداوند ، داعى و انگيزه‌اى براى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 503 و 504 .