مطرح كردن عدم قول به فصل ، فوريت را در تمام واجبات مطرح كنيد ، زيرا ما حتى در مورد واجبات كفائى هم قائل به وجوب مسارعت نيستيم . مسارعت داراى رجحان و استحباب است . بهتر اين است كه هر مسلمانى سبقت بگيرد و زودتر از ديگران وارد صحنهء عمل شود نه اينكه سرعت گرفتن واجب باشد . ثانياً : مسألهء مسارعت و استباق ، غير از مسألهء فوريتى است كه ما در آن بحث مىكنيم . مسارعت بهمعناى سرعت گرفتن و زودتر از ديگران وارد عمل شدن است ولى فوريت معنايش اين است كه وقتى امر مولا آمد نبايد معطل شد و بايد فورى دست به كار شد . اينها دو مطلب است . مثلًا اگر دو رفيق با هم در بيابانى حركت كنند و يكى از آن دو از دنيا برود و رفيق ديگر او بداند كه اگرچند روز هم بگذرد ، كسى از اين طرف عبور نخواهد كرد . در اين صورت اگر اين شخص پنج روز هم صبر كند و سپس اقدام به تجهيز رفيق خود بنمايد ، مسألهء مسارعت تحقق پيدا كرده و اين شخص بر ديگران سبقت گرفته و اولين كسى بوده كه وارد صحنهء عمل شده است ، اما فوريتْ تحقق پيدا نكرده است . فوريتْ معنايش اين است كه به مجرّد تحقق فوت ، انسان دستبهكار تجهيز و تدفين ميّت شود . اشكال سوم : در آيهء ( فاستبقوا الخيرات ) ، كلمهء ( الخيرات ) جمع محلّى به لام است و جمع محلّى به لام ، افادهء عموم مىكند . ( فاستبقوا الخيرات ) يعنى « كلّ خير » .
گرچه دلالت بر عموم ، اين مشكل را بهوجود مىآورد كه در اين صورت ، « الخيرات » مساوق مىشود با « كلّ ما هو خير » و عنوان « كلّ ما هو خير » همانطور كه شامل واجبات مىشود ، شامل مستحبات هم مىشود . نماز شب ، از مصاديق خير است . و اگر عموم ، شامل مستحبات شد ، اين اشكال بهوجود مىآيد كه ما نمىتوانيم در مورد مستحب ، قائل به وجوب استباق شويم ، مستحب ، اصلش استحباب دارد ، چگونه مىشود استباق بهسوى آن ، واجب باشد و هيئت افعل ، دلالت بر وجوب استباق نمايد ؟
مگر اين كه قائل شويم مستحبات بهصورت تخصيص از اين آيه خارجند . ولى اين هم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 509
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٠٩