مىرود . پس آيه را چگونه بايد معنا كنيم ؟ اين آيه را تنها مىتوانيم در واجبات كفائى مطرح كنيم . در واجبات كفائى ، مسألهء مسارعت جا دارد زيرا مولا داراى غرض واحدى است و اين غرض واحد ، بهوسيلهء يك عمل انجام مىگيرد و يك عمل كافى است كه به غرض مولا تحقق بخشد و چون اضافهء اين عمل به همهء مكلّفين بهصورت متساوى است ، لذا خداوند ، اين عمل را بهصورت واجب كفائى بر همه واجب كرده است كه نتيجه اين مىشود كه اگر مخالفت شد ، استحقاق عقوبت براى همه مطرح است ولى اگر موافقت شد ، عنوان مطيع ، فقط بر كسى صادق است كه زودتر از ديگران اين عمل را انجام داده است و استحقاق مثوبت فقط نسبت به اين شخص مطرح است نه نسبت به همهء مكلفين . و چون غرض مولا حاصل شده است پس تكليف از ديگران ساقط مىشود اما نه بهمعناى اينكه ديگران استحقاق مثوبت داشته باشند ، خير ، ديگران نه استحقاق مثوبت دارند - زيرا كارى انجام ندادهاند - و نه استحقاق عقوبت ، زيرا غرض مولا به وسيلهء فعل مكلّف اوّل تحقّق پيدا كرد . بنابراين اگر ميّت مسلمانى روى زمين است ، هركسى كه سبقت بگيرد و تجهيز اين ميّت را انجام دهد استحقاق مثوبت پيدا مىكند . پس عنوان مسابقه و مسارعت ، فقط در واجبات كفائى قابل پياده شدن است و درحقيقت ، در خصوص واجبات كفائى ، زمينهاى براى جريان مسابقه وجود دارد و هركسى زودتر اقدام كند ، گوى سبقت را ربوده و ثواب اين كار نصيب او شده است .
اگرچه او مستلزم سقوط تكليف از ديگران هم شده است . اما در نماز يوميّه ، روزه ، حجّ و ساير واجبات عينى ، مسابقه معنايى ندارد . در آيه ( فاستبقوا الخيرات ) نيز بههمينصورت است ، اما در اين آيه از هيئت استفاده نمىكنيم ، در هيئت افتعال ، مسألهء طرفينى بودن و مقايسهء بعضى با بعض ديگر مطرح نيست ولى در مادّهء آن - يعنى سَبَقَ - عنوان مقايسه مطرح مىشود . وقتى گفته مىشود : « سَبَقَ زيدٌ » ، فوراً شما مىگوييد : « بر چه كسى ؟ » . در آيه ( و سارعوا ) ،
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 507
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٠٧