تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
و وقتى مغايرت در كار است ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا ما در تكاليف شرعيه و وظايف الهيّه ، تكليفى به‌عنوان « وجوب المسارعة إلى الجنّة » هم داريم ؟ يعنى آيا غير از اوامرى كه به عناوين مختلفى چون صلاة و صيام و . . . تعلّق گرفته است ، امرى هم به « مسارعة إلى الجنّة » تعلّق گرفته است ؟ خير ، اين‌گونه نيست ، بلكه اين عطف ، ما را راهنمايى مىكند به اينكه امر در ( سارعوا ) امر ارشادى است نه امر مولوى - تا بخواهد دلالت بر وجوب كند - و در اوامر ارشاديه ، ما از خود امر ، مسألهء وجوب را استفاده نمىكنيم . مثلًا در آيهء شريفهء ( أطيعوا اللَّه ) كه به حسب ظاهر ، حكمى روى عنوان اطاعت برده شده است ، معنايش اين نيست كه ما در باب نماز دو حكم داريم ، يكى حكم ( أقيموا الصلاة ) و ديگرى حكم ( أطيعوا اللَّه ) ، تا نتيجه اين بشود كه اگر ما نماز خوانديم ، دو حكم را موافقت كرده و دو استحقاق ثواب داشته باشيم و اگر نماز را ترك كرديم ، دو حكم را مخالفت كرده و دو استحقاق عقاب داشته باشيم . مسئله اين‌طور نيست ، وجوب اطاعت خداوند ، حكمى عقلى است و اين ( أطيعوا اللَّه ) ارشاد به حكم عقل است نه اينكه خودش دلالت بر يك تكليف مستقل بنمايد . نكته‌اى كه در آيهء شريفهء ( أطيعوا اللَّه ) وجود دارد اين است كه به دنبال آن مىفرمايد : ( و أطيعوا الرسول ) و امر در اين قسمت آيه ، امر مولوى است ، زيرا خداوند است كه اطاعت رسول را واجب مىكند و علت تكرار كلمهء ( أطيعوا ) اين است كه ( أطيعوا ) در قسمت اوّل آيه ، امرش ارشادى و در قسمت دوم آيه ، مولوى است يعنى خداوند ، اطاعت رسول را واجب كرده ولى اطاعت خداوند را عقل واجب كرده است . و اوامر ارشادى ، تابع مرشد إليه خود مىباشد ، اگر مرشد إليه آن - به دليل خارجى - وجوب داشت ، آن امر ، ما را ارشاد به آن واجب مىكند و اگر مرشد إليه آن - به دليل خارجى - استحباب داشت ، ما را ارشاد به آن مستحب مىكند . لذا خود اوامر ارشادى دلالت بر وجوب يا استحباب نمىكند بلكه ما را ارشاد مىكند و حكم مرشد إليه آن بايد از دليل خارج استفاده مىشود .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 504 | الشيخ فاضل اللنكراني