آيهء اوّل : ( وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ )
« 1 »
تقريب استدلال : دلالت صيغهء افعل بر وجوب ، مفروغ عنه است . مادّهء
( سارِعُوا )
نيز عبارت از « مسارعت » است و حاصل معناى آيه اين است كه هرچه زودتر و سريعتر بهسوى مغفرت از جانب پروردگارتان اقدام كنيد . مسارعت ، فعل مكلّف و مغفرتْ فعل خداوند است و مسارعت مكلّف ، بهسوى فعل خداوند ، معناى غير صحيحى است ، پس بايد مراد « سبب مغفرت » باشد . در نتيجه معناى آيه ، « و سارعوا إلى سبب المغفرة من ربّكم » مىشود . « سبب مغفرت » هم يك معناى عامى است و شامل اطاعت و امتثال اوامر شرعيه نيز مىشود ، بهلحاظ
( إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ )
« 2 » و يا بهلحاظ بعضى از آثارى كه ذكر شده كه مثلًا اطاعت فلان امر واجب ، موجب مغفرت است .
بهعبارت ديگر : « سبب مغفرت » يك معناى عامّى است اگرچه با شنيدن « سبب مغفرت » در درجهء اوّل ، به ذهن انسان مسألهء توبه مىآيد ، ولى خصوصيتى براى توبه مطرح نيست و « سبب مغفرت » داراى اطلاق است و همهء اسباب مغفرت را شامل مىشود و از جملهء اسباب مغفرت ، امتثال اوامر خداوند است . بنابراين آيهء شريفه ، به مقتضاى هيئت ، دلالت بر وجوب و به مقتضاى مادّه دلالت بر سرعت مىكند و بهمعناى « يجب المسارعة إلى إطاعة أوامر اللَّه » مىباشد و اين عبارت اخرى از مسألهء فوريت است .
آيهء دوم : ( فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ) * « 3 »
در اين آيهء شريفه بهجاى مغفرت ، كلمهء خيرات گذاشته شده است آنهم بهصورت جمع محلّى به ال كه افادهء عموم مىكند و همهء خيرات را شامل مىشود و مصداق بارز
هامش
( 1 ) - آل عمران : 133
( 2 ) - هود : 114
( 3 ) - البقرة : 148