عمل خير ، اطاعت اوامر خداوند است . بنابراين ( استبقوا ) به مقتضاى هيئتش دلالت بر وجوب و به مقتضاى مادّهاش - كه عبارت از استباق است - دلالت بر سرعت و فوريت مىكند و نتيجه اين مىشود : « يجب الاستباق إلى كلّ خير » و بالاترين مصداق خير ، همين اطاعت اوامر خداوند متعال است . پاسخ استدلال به آيات فوق : استدلال به اين دو آيهء شريفه براى اثبات دلالت صيغهء امر بر فوريت ، از چند جهت مورد مناقشه قرار گرفته است و با توجه به اينكه بعضى از مناقشات در مورد هر دو آيه و بعضى اختصاص به يكى از اين دو آيه دارد ما اشكالات را بهصورت يك جا مطرح كرده و به مورد هريك اشاره مىكنيم : اشكال اوّل : در مورد آيه ( وَ سارِعوا إلى مَغفرة مِن رَبّكم ) اين اشكال مطرح است كه اين آيه ، وجوب مسارعت را منحصر به سبب مغفرت نكرده است ، بلكه دنبال آيه مىفرمايد : ( وَ جَنّة عَرضُها السَّماوات وَ الأرض ) ، عَرْض در جايى كه مقابل طول ذكر شود ، در مقابل طول است ولى در اينجا بهمعناى وسعت است و اينكه بعضى از مفسّرين در معناى آيه تصور كردهاند كه آيه مىخواهد بگويد : « وقتى عرض جنّت ، عبارت از آسمانها و زمين است ، پس طول آن چقدر است ؟ » « 1 » ظاهراً معناى تمامى نيست . حال وقتى در آيهء شريفه ، عبارت ( وَ جنَّة عَرضُها السَّماوات وَ الأرض ) بر كلمهء ( مغفرة ) عطف شده است ، ظاهر اين است كه بين آن دو ، مغايرت وجود دارد ، زيرا ظاهر عطف ، مغايرت بين معطوف و معطوف عليه است و اينكه عطف ، بخواهد عطف تفسيرى باشد ، خلاف ظاهر است . اصلًا عطف تفسيرى خلاف ظاهر است و نياز به قرينه دارد .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 504