تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
ذاتى ، فقط خودش مىباشد و اجزاء آن ، و جميع متناقضات ، در مرحلهء حمل اوّلى ذاتى ، خارج از دايرهء ماهيتند . به‌همين‌جهت مىگوييم : « در اين مرحله ، مطلوبيتْ جزء ماهيت نيست ، غير مطلوبيت هم جزء ماهيت نيست . خلاصه اينكه قضيّهء « الماهية من حيث هي هي ليست إلّا هي لا موجودة و لا معدومة ، لا مطلوبة و لا غير مطلوبة » مربوط به مقام حمل اوّلى ذاتى است و حد اقلّ حمل اوّلى ذاتى عبارت از اتحاد موضوع و محمول در ماهيت است . حمل در قضيّهء « الإنسان حيوان ناطق » حمل اوّلى ذاتى است ، زيرا موضوع و محمول ، در ماهيت يكسانند . امّا اگر از مرحلهء ماهيت پايين‌تر بياييم ، مسألهء حمل شايع صناعى مطرح مىشود . در حمل اوّلى ذاتى ، قضيّهء صادقه قضيّه‌اى است كه ماهيت موضوع و محمول يكى باشد . قضيّهء « الإنسان حيوان ناطق » - به حمل اوّلى ، قضيّهء صادقه است ولى قضيّهء « الإنسان موجود » - به حمل اوّلى - قضيّهء كاذبه است زيرا « موجود » دخالتى در ماهيت انسان ندارد ، نه تمام ماهيت انسان است و نه جزء ماهيت آن . همان‌طوركه اگر بخواهيم « لا موجود » را به نحو حمل اوّلى ذاتى بر « الإنسان » حمل كنيم ، قضيّهء كاذبه‌اى را مطرح كرده‌ايم ، زيرا همان‌طوركه وجود در ماهيت انسان نقش ندارد ، لا وجود هم نقش ندارد . آنچه در ماهيت انسان نقش دارد ، همان جنس و فصل است ، به‌همين‌جهت در اين مرحله ، همهء متناقضاتْ مسلوب مىگردند و در عين حال ، سلب متناقضات هم صحيح است . در اين مقام ، ما فقط با ماهيت كار داريم . اگر جنس و فصل مطرح باشد ، قضيّهء حمليّه صادق است و اگر چيزى خارج از جنس و فصل باشد - خواه به صورت وجود باشد يا عدم يا . . . - قضيّهء حمليّه كاذب است ، زيرا وجود و عدم خارج از ماهيت مىباشند . قضيّهء « الجسم أبيض » - به صورت حمل اوّلى - باطل است ، « الجسم لا أبيض » هم همين‌طور است . درحالىكه اگر ما بخواهيم جسم را از نظر وجود خارجى ملاحظه كنيم ، يا « أبيض » است و يا « لا أبيض » و خالى از اين دو نيست . و به عبارت ديگر : به حسب وجود خارجى نمىتوان متناقضين را از جسم سلب كرد ولى در مرحلهء