ولى در اصل اينكه هر دو بزرگوار مىخواهند معناى اشتقاقى را براى لفظ و قول و كلام ثابت كنند با هم فرقى ندارند . اشكال آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » بر محقق اصفهانى رحمه الله آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد : لفظ داراى دو حيثيت است : حيثيت صدور لفظ از لافظ و ارتباط آن با لافظ و حيثيت وجود لفظ در خارج و تحقق آن در خارج . ايشان مىفرمايد : آنچه مورد بحث ماست ، همان حيثيت دوم است و باتوجّه به اين حيثيت ، لفظ داراى معناى اشتقاقى نخواهد بود زيرا در اين صورت ، لفظ ، يا در خارج وجود دارد يا ندارد ، و ديگر اضافه و انتساب به فاعل در آن مطرح نيست . و آنچه محقق اصفهانى رحمه الله فرمود مربوط به حيثيت اوّل است . « 1 » پاسخ اشكال آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » بهنظر ما اشكال آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » بر محقق اصفهانى رحمه الله وارد نيست زيرا : اوّلًا : دليلى نداريم كه محلّ بحث در ارتباط با حيثيت دوم باشد . ثانياً : اگر چيزى جزء ذات و ماهيت يك شىء باشد ، نمىتوان آن شىء را از جزء ذاتش جدا كرد . يك وقت نمىخواهيم « انسان » را ملاحظه كنيم ، بحثى نيست ولى اگر خواستيم آن را ملاحظه كنيم نمىتوانيم ناطقيت را كنار بزنيم . اگر انسان بهعنوان اينكه نوع است - نه بهعنوان فردى از افراد حيوان - ملاحظه شود ، نمىتوان حيثيت ناطقيت را از آن سلب كرد . و اينطور كه محقق اصفهانى رحمه الله فرمود و مسئله را در ارتباط با ذات و ماهيت قرار داد ، ديگر با لحاظ نمىتوان فصل را از نوع جدا كرد . اگر مسموعيت بهعنوان فصل مميّز ، در ماهيت لفظ ، نقش دارد ، چگونه مىتوان مسموعيت را از آن جدا كرد ؟ جدا كردن مسموعيت از لفظ ، به اين معناست كه شما با
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 2 ، ص 12 و 13