است و هركدام از اينها در تشكيل نوع نقش دارند ، در باب كيف هم همينطور است .
مسموعيت نيز بهعنوان فصل مميّز و بهمنزلهء جزء منوّع است كه در تشكيل نوع دخالت دارد . حال وقتى مسموعيت ، در ماهيت نوع دخالت داشت سؤال مىكنيم : آيا مسموعيت ، يك معناى اشتقاقى است يا غير اشتقاقى ؟ ترديدى نيست كه خود كلمهء مسموع - بهلحاظ اينكه اسم مفعول است - داراى معناى اشتقاقى است و از معناى جامد نمىتوان اسم مفعول درست كرد . و اين معناى اشتقاقى ، دخالت در ذات دارد و كيف مسموع ، نوع براى لفظ و قول و كلام و امثال اينهاست . اگر مسئله به اين صورت باشد چطور مىتوانيم معناى اشتقاقى را از لفظ و قول بيرون ببريم ؟ معناى اشتقاقى ، جزء ماهيت نوعيهء قول و لفظ است ، جزء ذات قول و لفظ است . « 1 »
فرق ميان كلام محقق اصفهانى رحمه الله با كلام امام خمينى رحمه الله
محقق اصفهانى رحمه الله اشتقاقى بودن را در ارتباط با ذات لفظ و قول و كلام ثابت كرد ، بهلحاظ اينكه از مقولهء كيف مسموع بودند و مسموع بودن در كيف مسموع بهعنوان فصل مميّز و جزء ذات است . ولى امام خمينى رحمه الله مىفرمود : اگر شما لفظ را در ارتباط با لافظ بسنجيد ، داراى معناى اشتقاقى است . اگر صحت انتساب كلام را به متكلّم ملاحظه كنيد ، معناى اشتقاقى دارد و اگر ارتباط قول را به قائل ملاحظه كنيد ، معناى اشتقاقى دارد . خلاصه اينكه از كلام امام خمينى رحمه الله استفاده نمىشد كه اين اشتقاقى بودن در متن ذات معناى قول و لفظ است بلكه بهنظر ايشان ، اشتقاقى بودن در ارتباط با كيفيت ملاحظهء شماست .
هامش
( 1 ) - نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 175 و 176