تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
نقشى ندارد بلكه ما بر همين عنوان « القول المخصوص » تكيه كرده و اشكال را جواب مىدهيم و روى همين عنوان ، معناى اشتقاقى درست مىكنيم . محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد : ما به اين مستشكل كه مىگويد : « هيئت افْعَلْ داراى معناى اشتقاقى نيست » مىگوييم : منظور شما از اين حرف چيست ؟ دو احتمال وجود دارد كه هر دو احتمال داراى جواب است ، در نتيجه ، اساسى براى اشكال باقى نمىماند : احتمال اوّل : كسى كه مىگويد : « هيئت افْعَلْ يا القول المخصوص داراى معناى اشتقاقى نيست » هدفش اين باشد كه « القول المخصوص » معنايى ندارد كه بخواهد حدثى باشد . به‌عبارت ديگر : اشتقاقى و غير اشتقاقى بودن ، از شئون معناست ، و اگر جايى معنايى وجود نداشته باشد و سالبهء به انتفاء موضوع باشد ، چگونه مىتوانيم اشتقاقى بودن و غير اشتقاقى بودن را مطرح كنيم . و در اينجا امر براى قول مخصوص وضع شده ، براى هيئت افعل و مشابه آن وضع شده و معناى امر ، در حقيقت ، از مقولهء لفظ است و اگر از مقوله لفظ شد ، معنايى براى آن نخواهد بود ، در نتيجه اشتقاقى بودن در مورد آن تصوّر نمىشود . محقق اصفهانى رحمه الله مىگويد : اگر مستشكل بخواهد چنين چيزى بگويد ، جوابش روشن است ، زيرا كلمهء امر - به حسب معناى اصطلاحى - اگرچه عبارت از قول مخصوص است ولى در ارتباط با داشتن و نداشتن معنا ، مقامش پائين‌تر از خود كلمهء لفظ و قول و كلام نيست . و ما وقتى اين‌گونه كلمات را ملاحظه كنيم مىبينيم براى آنها معنا وجود دارد ، خود كلمهء لفظ ، هم داراى لفظ و هم داراى معناست . شما وقتى به كتاب لغت مراجعه كنيد مىبينيد براى كلمهء « لفظ » هم معنا ذكر كرده‌اند . و ما در توضيح كلام محقق اصفهانى رحمه الله مىگوييم : شما وقتى قضيّهء « زيدٌ لفظٌ » را تشكيل مىداديد ، چه چيزى را بر « زيد » حمل