عنوان اينكه « زيد ، وجودِ انسان است » ملاحظه مىكنيم ، در اين صورت ، خصوصيات فردى زيد ، مثل طول قامت و وزن و . . . ، دخالتى در وجود انسان - بما أنّه وجود الإنسان - ندارد . امّا يك وقت حساب را روى فرد باز مىكنيم ، فردْ عبارت از همان وجود ، ولى به ضميمهء خصوصيات فرديه است . پس در حقيقت ، نزاع تعلّق امر به طبيعت يا به فرد ، در اين است كه آيا مطلوب مولا تنها وجود ماهيت بوده و خصوصيات فرديّه از دايرهء مطلوب مولا خارج است يا با توجه به اينكه وجودْ در خارج ، ملازم با خصوصيات فرديّه است ، پس خصوصيات فرديّه هم داخل در دايرهء مطلوبيت است . پس در مسألهء تعلّق امر به طبيعت يا فرد ، اصل تعلّق امر به وجود طبيعت ، مورد قبول طرفين است ولى يكى مىگويد : « مطلوب مولا ، از وجود طبيعت بالا نمىرود و شامل خصوصيات فرديّه نمىشود » و ديگرى مىگويد : « خصوصيات فرديّه هم در حريم مطلوبيت وارد مىشود » . در نتيجه مرحوم آخوند مىخواهد بفرمايد شما در بحث تعلّق امر به طبيعت يا فرد ، جمود بر ظاهر عنوان پيدا نكنيد ، مقصود از طبيعت را صرف الطبيعة ندانيد بلكه مقصود ، وجود است و اختلاف بين وجود و فرد هم تنها در ارتباط با خصوصيات فرديّه است . سپس مرحوم آخوند در مورد مسألهء مرّه و تكرار مىفرمايد : ما اگر مرّه و تكرار را به معناى فرد و افراد بگيريم ، اين فرد و افراد ، غير آن فردى است كه در مسألهء تعلّق امر به طبيعت يا فرد ، در مقابل طبيعت واقع مىشود . مراد از فرد و افراد در مسألهء مرّه و تكرار ، عبارت از وجود واحد و وجودات متعدّد است . به عبارت روشنتر : ما يك وقت فرد و افراد را در برابر وجود طبيعت ذكر مىكنيم ، در اين صورت ، مثل مسألهء وجود در مقابل فرد است . آنجا فرد به معناى وجود همراه با تشخص و وجود همراه با عوارض فرديّه است . امّا در اينجا فرد و افراد را در مقابل وجود ذكر نكردهايم بلكه آنها را در مقابل دفعه و دفعات آوردهايم و مقصود از فرد و افراد در ما نحن فيه همان وجود واحد است . فرد ، به معناى وجود واحد و افراد به معناى وجودات متعدّدند و كسى هم كه مىگويد : « لا مرّة و لا تكرار » ، اصل وجود را در نظر
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 466
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٦٦