تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
كردن اين بحث در علم اصول را ملاحظه مىكنيم مىبينيم انگيزهء طرح بحث اين است كه بعضى از واجبات - مثل حجّ - در طول عمر انسان تنها يك‌بار براى او واجب هستند ، يعنى ايجاد يك فرد آنها در تمام عمر ، كفايت مىكند . « 1 » امّا در بعضى از واجبات ديگر - مثل نماز ، روزه ، خمس ، زكات ، جهاد و . . . - بايد افراد متعدّدى آورده شود ، البته تعدّد هركدام به تناسب خودش مىباشد . اختلاف واجبات ، انگيزه‌اى براى اين شده كه در علم اصول اين مسئله را مطرح كنند كه اگر هيئت افعل در يك جا وارد شد ، آيا در مقام امتثال ، اتيان يك فرد از طبيعت كفايت مىكند ؟ يا اتيان يك فرد كفايت نمىكند ؟ اين مسئله با دفعه و دفعات تناسب ندارد بلكه با فرد و افراد متناسب است .

نظريهء صاحب فصول رحمه الله

صاحب فصول رحمه الله معتقد است مقصود از مرّه و تكرار ، عبارت از دفعه و دفعات است نه فرد و افراد ، زيرا ما در اين مورد دو مسئله داريم : يكى همين بحث مرّه و تكرار است و ديگر اين است كه آيا اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مىگيرد يا به افراد ؟ « 2 » ايشان مىفرمايد : ظاهر از كلمات اصوليين اين است كه اين دو مسئله استقلال دارند و اين‌گونه نيست كه يكى از اين دو مسئله مبتنى بر مسألهء ديگر باشد . ضابطهء استقلال دو مسئله اين است كه هريك از قائلين به اقوال مختلف در يك مسئله ، بتواند هريك از اقوال مسألهء دوم را اختيار كند . بنابراين اگر اين دو مسئله بخواهند استقلال خود را حفظ كنند ، بايد ما مرّه و تكرار را به معناى دفعه و دفعات بگيريم ، در اين صورت مسألهء ما نحن فيه ، هيچ ارتباطى به مسألهء تعلّق اوامر به طبايع يا به افراد پيدا نمىكند .
هامش
( 1 ) - اگرچه از كلمات بعضى از قدماء خلاف اين معنا استفاده مىشود ولى مشهور - بلكه بالاتر از مشهور - اين است كه حجّ بيش از يك بار براى انسان واجب نيست . ( 2 ) - اين بحث را در آينده مطرح خواهيم كرد .