تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
ماهيت است و اگر مرّه و تكرار بخواهد به اين بعث و تحريك وجوبى اعتبارى ارتباط پيدا كند ، معناى مرّه قابل تصوّر است ، زيرا معناى مرّه اين مىشود كه « بعث و تحريك وجوبى اعتبارى ، به اين ماهيت تعلّق گرفته ولى مرّة واحدة » ، يعنى مرّهء واحده ، در ارتباط با تعلّق و هيئت است . ولى معناى تكرار قابل تصور نيست ، زيرا تكرار بايد قيد براى هيئت باشد ، و در اين صورت معناى تكرار اين مىشود كه « بعث و تحريك وجوبى اعتبارى ، مكرّراً به مفاد مادّه ، يعنى نفس ماهيت تعلّق گرفته است » . درحالىكه نفس اين معنا غير قابل تصور است ، نه اينكه دليلى بر نفى تكرار داشته باشيم ، زيرا ماهيت واحده ، بدون هيچ‌گونه تغيير و اختلافى - از نظر زمان و غير زمان - نمىتواند به طور مكرّر ، متعلّق بعث و تحريك قرار گيرد . يك هيئت افعل ، با يك استعمال و در يك زمان ، نمىتواند بعث و تحريك متعدّدى را متوجّه يك ماهيت كند . خواه ما مفاد هيئت افعل را اراده بدانيم يا بعث و تحريك بدانيم . تشخّص اراده ، به مراد است ، اگر مراد ، واحد باشد و هيچ‌گونه تعدّدى در آن وجود نداشته باشد ، اراده‌هاى متعدّد نمىتواند به آن تعلّق گيرد . كسى نمىتواند بگويد : « من در زمان واحد ، در آنِ واحد - بدون هيچ تغييرى - فلان چيز را چند مرتبه اراده كردم » . در بعث و تحريك هم همين‌طور است اگر بعث و تحريك جنبهء تأكيد داشت ، مولا مىتوانست به‌طور مكرّر امر كند ولى اينجا جنبهء تأكيد ندارد و مسألهء تأسيس مطرح است و نمىتواند به طور مكرّر به يك ماهيت تعلّق بگيرد ، با فرض اينكه در نفس ماهيت و زمان استعمال ، هيچ‌گونه تعدّد و تقيّدى وجود ندارد . روشن است كه قائل به تكرار نمىتواند چنين امر غير معقولى را ادعا كند . بنابراين ما قبل از اينكه وارد مقام اثبات شويم و وجود دليل بر تكرار را نفى كنيم ، در مقام ثبوت مسئله را خاتمه داده و مىگوييم : « قول به تكرار ، در ارتباط با هيئت ، قابل تصوّر نيست » . اشكال : مرحوم آخوند در همين بحث مرّه و تكرار فرموده است : « فلاسفه مىگويند : الماهية من حيث هي هي ليست إلّا هي ، لا موجودة و لا معدومة ،