تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
مگر مجموع داراى وضع است ، تا اينكه مرّه يا تكرار ، در معناى موضوع له آن دخالت داشته باشد ؟ خير ، ما يا بايد مرّه و تكرار را به حساب مادّه و يا به حساب هيئت بگذاريم ، امّا اگر بخواهيم بگوييم : « مجموعهء مادّه و هيئت دلالت بر مرّه يا تكرار مىكند ، نه خصوص مادّه و نه خصوص هيئت » لازمهء اين حرف اين است كه ما براى مجموعه حسابى باز كنيم و وضعى قائل شويم ، درحالىكه در هيچ‌يك از مشتقات ، اين معنا وجود ندارد ، فقط در مصدر است كه مجموع مادّه و هيئت داراى وضعى جدا از وضع مادّه و وضع هيئت است ، آن‌هم نه روى آن معنايى كه ما ذكر كرديم . بنا بر معنايى كه ما ذكر كرديم ، مصدر ، هم هيئتش داراى يك معنا و هم مادّه‌اش داراى يك معناست . مادّه ، دلالت بر « كتك » و هيئت دلالت بر « زدن » يا « خوردن » مىكند و باز مسألهء تعدّد مطرح است . بنابراين مسلّم است كه ما نبايد مسألهء مرّه و تكرار را به حساب مجموعهء مادّه و هيئت بگذاريم كه هيئت به تنهايى چنين دلالتى نداشته باشد ، مادّه هم به تنهايى دلالت نداشته باشد ولى مجموع مادّه و هيئت ، دلالت بر مرّه يا دلالت بر تكرار كند . پس آنچه تا اينجا متعيّن مىشود همان نظريهء اوّل است كه نزاع را در ارتباط با هيئت مىدانست . ولى امام خمينى رحمه الله اين نظريه را مورد اشكال قرار داده و نظريهء ديگرى را مطرح كرده است كه در حقيقت به عنوان تحقيق مسألهء مرّه و تكرار مىباشد كه در ذيل به بحث و بررسى پيرامون آن مىپردازيم :

نظريهء سوم : نظريهء حضرت امام خمينى رحمه الله

ايشان ابتدا مىفرمايد : معقول نيست كه مرّه و تكرار در ارتباط با هيئت باشد ، زيرا مفاد هيئت ، عبارت از بعث وجوبى اعتبارى ( يا طلب وجوبى ) « 1 » و مفاد مادّه عبارت از
هامش
( 1 ) - همان‌طوركه مرحوم آخوند عقيده داشت ، اگرچه ما در صحت اين تعبير مناقشه كرديم .