مؤيّد اين حرف ، مطلبى است كه نحويين ذكر كردهاند كه مصدر ، يا به معناى فاعل است و يا به معناى مفعول . و فاعل و مفعول - به لحاظ هيئتشان - داراى يك معناى اضافه بر مادّه مىباشند . ضارب بر عنوان صدور ضرب دلالت مىكند ، مضروب بر عنوان وقوع ضرب بر شخص دلالت مىكند . اين جمله كه « مصدر ، يا بايد به معناى اسم فاعل باشد يا به معناى اسم مفعول » برگشت به اين مىكند كه در هيئت مصدر ، اضافهاى راجع به اصل مادّه وجود دارد . حال آيا آن اضافه چيست ؟ در مثل « ضَرْب » يك مادّهاى وجود دارد كه از حيث معنا ، مشترك بين همهء مشتقات است و آن عبارت از « كتك » مىباشد .
اين مادّه در همهء مشتقات - يعنى كتكزننده ، كتكخورنده ، كتك زد ، كتك مىزند ، كتك بزن و . . . - وجود دارد و هركدام از اين مشتقات ، داراى معنايى زايد بر اصل مادّه مىباشند . در مصدر هم همين معنا وجود دارد و اضافهاش هم عبارت از اين است كه در آخر معناى فارسى مصدر ، بايد « دن » يا « تن » وجود داشته باشد ، يعنى معناى « ضرب » عبارت از « كتك » نيست بلكه عبارت از « كتك زدن » يا « كتك خوردن » است و اين « زدن » و « خوردن » معناى هيئت مصدر است كه در مادّهء مشترك وجود ندارد . به نظر ما اين احتمال دوم اقرب است . بررسى اشكال مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله اشكال كرد كه اگر اجماع روى مصدر منعقد باشد ، دليل بر اين نمىشود كه ما مادّهء امر را از نزاع مرّه و تكرار خارج كنيم ، زيرا مصدر ، غير از مادّهء امر است . مصدر ، يك مجموعهء مركّب از مادّه و هيئت است و اگر مسألهاى در ارتباط با مصدر مطرح شد ، ربطى به مادّهء مشتقات - كه از جملهء آنها امر است - پيدا نمىكند . به نظر ما اين اشكال بر صاحب فصول رحمه الله وارد نبوده و كلام ايشان كلام متقنى است ، زيرا : اوّلًا : اگرچه مصدر داراى مادّه و هيئت است ، ولى ادباى متأخر و محقّقين از آنان
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 452
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٥٢