مشتقات نيست بلكه مصدر هم يكى از مشتقات است و مانند ساير مشتقات ، داراى هيئت و مادّه است ، خصوصاً با توجه به اينكه هيئات مصادر هم يك هيئات خاصهاى است و اينطور نيست كه هر هيئتى صلاحيت مصدريت داشته باشد . در ثلاثى مزيد كه نه تنها هيئات مصادر مشخص است بلكه منحصر هم هست و از آن ابوابى كه ذكر كردهاند تجاوز نمىكند . در ثلاثى مجرّد هم هيئاتش محفوظ است ، هر چيزى نمىتواند عنوان مصدرى پيدا كند . در رباعى مجرّد و رباعى مزيد نيز همينطور است . پس اينكه ما مىبينيم مصادر داراى هيئات خاصّى است ، دليل بر اين است كه مصادر هم - مانند مشتقّات ديگر - داراى ماده و هم داراى هيئت است و چيزى كه هم داراى مادّه و هم داراى هيئت است نمىتواند مادّهء ساير مشتقات واقع شود . آنچه در مشتقات جريان دارد ، نفس مادّه است امّا هيئت مصدر - مثل فَعْل - در ماضى و مضارع محفوظ نيست آنچه محفوظ است ، همان مادّهاى است كه هم در مصدر محفوظ است و هم در ساير مشتقات . ممكن است كسى بگويد : ما تا به حال چنين چيزى نشنيده بوديم . ما از روز اوّل كه وارد بحثهاى ادبى شديم به ما مىگفتند : « بدان كه مصدر اصل كلام است » و تا كنون فكر مىكرديم معناى اين جمله اين است كه مصدر ، مادّه براى افعال و مشتقات است . ولى بنا بر آنچه شما مىگوييد مصدر هم در رديف ساير مشتقات قرار گرفته و داراى مادّه و هيئت است و چيزى كه مادّه و هيئت دارد نمىتواند مادّه براى ساير مشتقات واقع شود . مرحوم آخوند در پاسخ اشكال فوق مىفرمايد : معناى جملهء « مصدر اصل كلام است » اين نيست كه مصدر ، مادّهء مشتقات است ، بلكه اصل بودن مصدر به اين معناست كه واضع وقتى خواسته لفظى را براى يك معناى كلّى وضع كند ، اوّلين لفظى كه در اين زمينه وضع مىكند مصدر است كه داراى مادّه و هيئت مىباشد . و پس از آن مىآيد مشتقات ديگرى را كه با اين مصدر ، در لفظ و معنا مشتركند وضع مىكند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٥٠