ما در اينجا نمىخواهيم راجع به صحت و سقم اين مطلب ، بحث كنيم - و راجع به اين دليل در مباحث مربوط به هيئت افعل به طور مبسوط سخن گفتيم - بلكه مىخواهيم بگوييم : بزرگانى - مانند حضرت امام خمينى رحمه الله - در ارتباط با اصل دلالت هيئت افعل بر وجوب از اين راه وارد شدند و در ما نحن فيه هم عين همين مطلب پياده مىشود . اگر مولا گفت : « وضو واجب است » ما احتمال مىدهيم كه اين وجوب ، نفسى باشد و احتمال هم مىدهيم كه وجوب ، غيرى باشد . اگر غيرى باشد ، در شرايطى وجوبْ تحقّق دارد كه ذىالمقدّمهاش واجب باشد و اگر ذى المقدّمه ، واجب نباشد ، مقدّمه هم اتصاف به وجوب غيرى پيدا نمىكند . مثلًا وضو قبل از فرا رسيدن وقت نماز مغرب و عشا وجوبى ندارد ، زيرا ذىالمقدّمهء آن وجوب ندارد . و اگر وجوب آن ، نفسى باشد ديگر كارى به غير ندارد . بايد وضو تحقق پيدا كند ، ارتباطى هم - برفرض - به صلاة ندارد . پس اكنون مولا وضو را واجب كرده و عبد هم در حال تحيّر و تردّد است ، آيا اگر مخالفت كرد و وضو نگرفت و از او سؤال شد : چرا وضو را ترك كردى ؟
مىتواند بگويد : « من احتمال مىدادم كه وجوب وضو ، غيرى باشد و وجوب غيرى در زمانى ثابت است كه ذىالمقدّمهاش وجوب داشته باشد و چون هنوز وقت وجوب ذى المقدّمه فرا نرسيده است ، من وضو را ترك كردم » ؟ چنين عذرى از عبد پذيرفته نمىشود . در مسألهء تعيينى و تخييرى نيز همين مطلب جريان دارد . مولا چيزى را واجب كرده ، احتمال مىدهيم به صورت واجب تعيينى باشد و احتمال مىدهيم به صورت واجب تخييرى باشد . معناى واجب تخييرى اين است كه اتيان طرف ديگر - كه احتمال دارد عِدلِ اين طرف باشد - كفايت مىكند ، حال اگر اين شخص ، محتمل العِدلية را اتيان كرد و از او سؤال كردند : « چرا دستور مولا را رعايت نكردى ؟ » و او بگويد : « چون احتمال مىدادم تخييرى باشد و اگر تخييرى باشد ، اتيان محتمل العدلية كفايت مىكند و من محتمل ديگرش را اتيان كردم » اين عذر از جانب او پذيرفته نمىشود . عقل
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٣٣