راههاى ديگر براى استفادهء وجوب نفسى ، وجوب تعيينى و وجوب عينى
در اينجا راههاى ديگرى - غير از مسألهء اطلاق - نيز مطرح شده است :
راه اوّل : تبادر
گفته شده است : همانطوركه از هيئت افعل ، معناى وجوب و الزام تبادر مىكند ، قيود « نفسيت ، تعيينيت و عينيت » را نيز به همراه دارد ، يعنى متبادر از هيئت افعل ، وجوبِ نفسىِ تعيينىِ عينى است . البته مراد اين نيست كه معناى هيئت افعل ، متعدّد است ، بلكه مراد اين است كه اين مقيّد - يعنى وجوبِ نفسىِ تعيينىِ عينى - متبادر از هيئت افعل است و تبادر هم علامت حقيقت است . « 1 » پاسخ راه اوّل : آيا ما مىتوانيم ملتزم شويم كه هيئتهاى افعل كه در غير واجب نفسىِ تعيينىِ عينى به كار رفته بر سبيل مجاز است ؟ مثلًا در آيهء شريفهء ( يا أيّها الذين آمنوا إذا قمتم إلى الصلاة فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلى المرافق ) « 2 » هيئت افعل به كار رفته است ، آيا مىتوان ملتزم شد كه هيئت افعل دارد به صورت مجازى مسألهء وضو را مطرح مىكند و آن را به عنوان شرط براى نماز قرار مىدهد ؟ يا در جايى كه خود مولا تصريح به تخيير مىكند ، مثلًا مىگويد : « كفاره افطار عمدى ماه رمضان ، عبارت از اطعام شصت مسكين يا صيام شصت روز يا عتق رقبه است » آيا مىتوان گفت : « هيئت افعل در اينجا به صورت مجازى به كار رفته است ، زيرا موضوع له هيئت افعل ، واجب
هامش
( 1 ) - بدائع الأفكار ، للمحقق الرشتي ص 276 و 277 ، التنبيه الثالث .
( 2 ) - المائدة : 6