چرا در اينجا جارى نشود ؟ همانطوركه در اقلّ و اكثر ارتباطى و شك در جزئيت سوره ، مولا مىتوانسته بيان داشته باشد ، در ما نحن فيه - يعنى شك در تعبديت و توصّليت - نيز براى مولا امكان بيان مسألهء قصد قربت وجود داشته است ، اگرچه نحوهء بيان آن - به فرمودهء مرحوم آخوند - از طريق اطلاق مقامى است . ولى در اصل بيان ، با هم اشتراك دارند . پس چرا شما ( مرحوم آخوند ) مىفرماييد : برفرض اينكه در اقلّ و اكثر ارتباطى هم قائل به برائت شويم ولى در ما نحن فيه بايد قائل به اشتغال شويم ؟
بيان ديگرى از مرحوم آخوند :
مرحوم آخوند مىگويد « 1 » : هرجا امرى از ناحيهء مولا - حتى موالى عرفيه - صادر شد « 2 » مىفهميم كه آن چيزى كه در حدوث اين امر نقش داشته ، عبارت از هدف و غرضى است كه بر تحقق مأمور به مترتب مىشود و مسألهء غرض ، همانطوركه در حدوث امر نقش دارد ، در بقاى امر هم نقش دارد ، ما گاهى از اوقات مشاهده مىكنيم كه مأمور به توسط عبد انجام مىشود ولى غرض مولا تأمين نمىشود . اينجا نمىتوان گفت : « وظيفهء عبد به پايان رسيده است مگر اينكه مولا امر جديدى داشته باشد » مثلًا اگر مولا به عبدش دستور دهد كه يك ليوان آب براى او بياورد و عبد هم مىداند كه مولا تشنه است و آب را براى خوردن مىخواهد . در اين صورت ، اگر عبد برود و يك ليوان آب تميز براى مولا بياورد ولى قبل از اين كه مولا آن آب را بياشامد ، ليوان از دست او ساقط شده و آب بر زمين بريزد ، آيا عبد مىتواند بگويد : من وظيفهء خود را انجام دادهام و ديگر وظيفهاى ندارم و مولا اگر آب بخواهد بايد دستور ديگرى صادر كند ؟ آيا مسئله اينطور است ؟ عقل در اينجا حكم مىكند كه چون غرض مولا حاصل نشده ، عبد وظيفه دارد
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 127
( 2 ) - در غير اوامر امتحانيه .