امّا اگر ما در مسألهء اقلّ و اكثر ارتباطى در مورد سورهء مشكوك الجزئية ، قائل به برائت عقليّه شديم ، آيا بنا بر مبناى مرحوم آخوند ، در مسألهء شك در تعبديت و توصّليت چه بايد بكنيم ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : « اينجا حسابش با اقلّ و اكثر ارتباطى فرق مىكند و ما اگرچه در مسألهء شك در جزئيت سوره قائل به برائت عقليه شويم ولى در مسألهء شك در تعبديت و توصليت بايد حتماً قائل به اصالة الاشتغال شويم ، زيرا در مسألهء شك در جزئيت سوره ، شكّ ما در كميت مأمور به است ، نمىدانيم آيا مأمور به ، نه جزء است و سوره خارج از مأمور به مىباشد يا اينكه ده جزء است و سوره داخل در مأمور به مىباشد ؟ و يا مثلًا نمىدانيم فلان شرط به عنوان يك امر زائد ، در مأمور به دخالت دارد يا نه ؟ پس در حقيقت ، در مسألهء دوران امر بين اقلّ و اكثر ، شك ما در كميّت مأمور به از حيث اجزاء و شرايط است . امّا در ما نحن فيه ، چون ما معتقديم اخذ قصد قربت در متعلّق امر ، امكان ندارد و حساب قصد قربت ، جدا از ساير اجزاء و شرايط است ، وقتى در مورد واجبى شك مىكنيم كه آيا قصد قربت در آن اعتبار دارد يا نه ؟ شك ما در كميّت مأمور به نيست . ما مىدانيم كه اگر قصد قربت هم معتبر باشد ، از دايرهء مأمور به خارج است و نمىتواند نقشى در مأمور به داشته باشد ، نه به صورت جزئيت و نه به صورت شرطيت . پس شك ما در چيست ؟ بايد بگوييم : در اينجا يقين داريم كه تكليفى به ما متوجّه شده است ولى چون در تعبديت و توصّليت آن ترديد داريم ، پس شك ما در كيفيت خروج از عهدهء اين تكليفِ مسلّم است و نمىدانيم كه اگر اين تكليف را بدون قصد قربت بياوريم ، آيا از عهدهء اين تكليفِ مسلّم خارج شدهايم يا نه ؟ شك در كيفيت خروج ، در حقيقت مثل شك در اصل خروج از تكليف است . و روشن است كه اگر تكليفى به ما توجّه پيدا كرد و شك كرديم كه آيا آن تكليف را انجام دادهايم يا نه ؟ اصالة الاشتغال عقلى گريبان مارا مىگيرد ، مگر در بعضى از موارد كه خود شارع دخالت كرده و جانب تسهيل را براى مكلّف در نظر گرفته است ، مثل اينكه كسى بعد از وقت شك كند كه آيا نمازش را در
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 406
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٠٦